اين معرفى در پيامبران به يك نحو است و در امامان به شكل ديگر ، يعنى پيامبر به واسطه چيزى به نام معجزه كه داراى شرايط و ويژگىهاى خاص است و در كتابهاى كلامى و اصول عقايد مفصلًا بدان پرداخته شده ، به مردم شناسانده مىشود ولى امام به سبب نصى كه از پيامبر صادر مىگردد ، معرفى و شناخته مىشود .
پس ، شناخت امام يك راه كاملًا روشن و مشخص دارد و آن انتصاب از جانب پيامبرى است كه خود به وسيله معجزه شناخته شده است . لذا انتخاب امام از هر طريق ديگر و با هر توجيهى غير از راه مذكور ، يك امر نامربوط و يك مطلب پوچ و باطل است . علاوه بر اين چون امام بر مسندى تكيه مىزند كه راهنماى بشر در همه دورانهاست و به عنوان نماينده خدا در روى زمين مطرح و معرفى مىشود ، طبعاً بايد دانش بالاتر از همهء انسانها داشته باشد تا بتواند بر اسرار و مكنونات عالم وجود احاطه پيدا كند و آنچه را كه خير و صلاح بشر است بنماياند .
با توجه به مطالب بالا ، به آسانى مىتوان امام را شناخت و متصديان ولايت را پيدا نمود كه آنها جز اميرالمؤمنين على ( ع ) و يازده فرزند معصومش ( ع ) ، كسان ديگرى نيستند و نمىتوانند باشند و برگزيدن نام جانشين پيامبر بر هر كس ديگرى ، عنوانى ساختگى ، جعلى ، دروغ و خلاف واقع است .
بنابراين ، امامشناسى در گام اول ، امرى ضرورى ، لازم و واجب است . اما اينكه مىبينيم در مسئله امامت اختلاف واقع شده و تعداد قابل ملاحظهاى از مسلمانان در گمراهى آشكار واقع شده و راه به خطا مىبرند و در حقيقت به دينى پوچ چنگ زدهاند ، همه به كوتاهى در اين مرتبه ريشهاى و حساس باز مىگردد . اگر خداوند متعال در آيهء شريفهء :
اليَومَ أَكْمَلْتُ لَكُم دينَكُم وَ أَتْمَمْتُ عَلَيكُم نِعْمتي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً « 1 » « امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم ، و اسلام
هامش
( 1 ) - سوره مائده / آيه 3 .