را براى شما به عنوان آئين برگزيدم » .
اكمال دين و اتمام آن و رضايت خويش را بر دين در چنين روزى و در پى اعلام اميرالمؤمنين على ( ع ) براى تصدى امر ولايت ، بدست مبارك پيامبر عظيمالشأن اسلام ابراز مىدارد ، صراحت بر اين امر است كه دين بدون ولايت تمام نيست ، اسلام منهاى ولايت به كمال نرسيده و مكتب در نبود ولايت ، ناقص و تهى است و رضايت خداوند را به همراه ندارد . حال اگر كسانى كه خود در جريان انتصاب ولايت « 1 » بودهاند ، بخاطر حب رياست و ديگر اغراض مادى و حيوانى ، امرى به روشنى آفتاب و به عظمت دنياى آفرينش را ناديده مىگيرند و به صلاحديد حكيم و عالم مطلق يعنى خداوند تبارك و تعالى و فرستادهء معصوم و كريم او پيامبر خاتم پشت پازده و آن را با توجيهات عوام فريبانه كنار مىگذارند ، امام را نشناختهاند و به ولايت معرفت پيدا نكردهاند .
قرآنمجيد از دست چنين افراد نادان و بىمعرفت و معارف الهى ، با منطق و استدلال شكايت مىكند كه :
افَمَنْ يَهدِي الَي الحَقِّ احَقُّ أَن يُتَّبَعَ امَّن لا يَهدي الّا انْ يُهدي فَما لَكُم كَيفَ تَحكُمُونَ « 2 » « پس آيا كسى كه به سوى حق رهبرى مىكند سزاوارتر است مورد پيروى قرار گيرد يا كسى كه راه نمىنمايد مگر آنكه خود هدايت شود ؟ شا را چه شده ، چگونه داورى مىكنيد ؟
اين آيه كه به اتفاق شيعه و سنى در مقام و شأن اميرالمؤمنين على ( ع ) نازل شده است ، بر اين امر صراحت دارد كه فقط اوست كه مىتواند هادى مردم و امام آنها باشد ، زيرا اوست كه داراى علم اولين و آخرين و علم كل قرآن است ، همان علمى كه مقدار كمى از
هامش
( 1 ) - همانطور كه گفتيم امامت بخاطر شرايط حساس ، انتخابى نيست و تنها به صورت انتصاب از سوى خداوند و پيامبر او امكانپذير است .
( 2 ) - سوره يونس / آيه 35 .