داش و به آن عشق ورزيد ، به دنبال آن بايد چيزها و كسان ديگرى را هم به خاطر آن دوست داشت باشد و محبت نمايد .
اين ضربالمثل فارسى مثال گوياى است بر مطلب ما ، مىگويند : هر كه گوش را دوست دارد ، گوشواره را هم دوست دارد ، در محبث ما يعنى هر كه به ائمه معصومين ( ع ) محبت دارد ، به شيعيان آنها نيز محبت و علاقه دارد . نظام و انقلابى را هم كه زمينه را براى نشر احكام آنها فراهم مىسازد ، دوست دارد . افرادى را هم كه در اين رابطه همچون علماى بزرگ و فقهاء و رزمندگان خدمت مىكنند عزيز مىشمرد . به ولايت فقيه كه حامى و حافظ اين راه است عشق مىورزد و خلاصه هر آنكس كه آنها را دوست بدارد ، دوست و هر كس كه آنها را دشمن بدارد ، دشمن مىدارد .
اصولًا معناى توليد و تبرى كه نهمين فرع از فروع دين ماست و يك مسلمان مىبايست همچون نماز و روزه به آن عمل كند همين معناست ، يعنى من دوستان اهلبيت ( ع ) را دوست و دشمنان ايشان را دشمن مىدارم و وقتى ما چنين تفسير و تعريف جامعى از محبت بدست داريم كه واقعاً داراى چنين جامعيتى هم هست ، آن وقت بار ارزشسى بسيار فراوانى بر آن مترتب مىشود . ديگر يك مسلمان ، چشم اميد در هيچ جهتى به دشمنان اسلام و اهلبيت ندارد و از رفتار و كردار و ساير شئون آنها ، از آرايش سر و صورت و پوشش گرفته تا مسائل دقيق سياسى و اجتماعى و اخلاقى نسخهبردارى و تقليد نمىكند ، اگر چه در ظاهر ، عنوانهاى فريبنده و دهان پركنى چون متمدن ، پيشرفته و نژاد برتر داشته باشند ، زيرا آنها دشمن اهلبيت ( ع ) هستند و يك مسلمان محب اهليبت ، آنها را دشمن مىدارد و با آنها رفتار با يك دشمن را در پيش مىگيرد و در مقابل ، ديگر از همكيشان و برادران دينى خود غافل نمىشود و آنى از محبت كردن و دلجويى آنان كوتاهى نمىكند ، زيرا آنها دوستان اهلبيت و خاندان پيامبرند و او محبين اهلبيت ( ع ) را دوست دارد .
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٤٢