اهلبيت ( ع ) كه متصل به منبع وحى است استفاده كنند و از طرفى مورد سؤال واقع مىشدهاند و ناچار به جواب بوده اند ، ناگزير به دستاويزهاى باطلى چون قياس و استحسان و از اين قبيل ساختههاى ذهن بيمار و بدور از صلاح و سلامت خود تمسك كردهاند و دست نياز به طرف جاعلين روايت و منحرفين از دين برده و براى هر موضوعى ، روايتى را گدايى نمودهاند و باعث سرافكندگى اسلام و مسلمين شدهاند . اما شيعه كه فقهش سرشار از قال الباقر و قالالصادق ( ع ) است ، از كلام پيامبر و سرچشمه وحى تغذيه مىگردد نيازى به تمسك به غير اهلبيت ( ع ) را ندارد .
ما ايرانيان كه داراى تنها نظام شيعى در جهان و ملتى عاشق اهلبيت هستيم ، مفتخر به اين نعمت عظمى شدهايم ، از اين روى بايد خداى بزرگ را در تمامى اوقات شاكر و سپاسگزار باشيم ، زيرا لطف او بود كه از ابتداى ورود سالام شامل حال ما ايرانيان گرديد و ما توانستيم در زير بار شديدترين خفقانهاى حاكم بر تاريخ بشر ، با جهد و كوشش ، حتى در خارج از مرزهاى اين سرزمين ، وجودهاى نورانى اهلبيت و رهبران آسمانى خويش را بيابيم و حمايت و فرمانبردارى خود را تا آخرين قطرهء خود و بذل جان و مال هستى به پاى آنها بريزيم و اوامراشان را به گوش جان پذيرا باشيم و اين گوهر گرانبها را صدفوار در سختترين دورانها حفظ نماييم . و اينك در اين برهه از تاريخ كه حاكميت كفر و فساد و استكابر است ، بر مبناى فقه و فلسفه و اخلاق آنها ، شالودهء نظام مقدس جمهرىاسلامى را بنا نهيم و همچون خورشيدى در ظلمتكدهء جهان ، چشمهاى طالب روشنايى و حقيقت را به خود جذب و با اشعه تابناكش روح و جسم و جان بىرمق و ناتوان آنها را نيرو و قدرت و توان بخشيم .
پس اگر نظام شكوهمند و انقلاب عدل اسلامى را براستى ثمره و نتيجه محبت به اهلبيت ( ع ) بدانيم ، حرفى به گزاف نگفتهايم و راهى به خطا نرفتهايم .
اما آنچه كه ذكر آن در اينجا حائز اهميت است اينست كه محبت يك نحوه عموميت دارد و به موارد زيادى گسترش پيدا مىكند ، يعنى وقتى انسان چيزى و يا كسى را دوست
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٤١