برابر حرف حق بايد قابل انعطاف باشى و سرسختى نشان ندهى كه عدم نرمش و پذيرش حق ، و داشتن روحيه لجاجت و استبداد ، جز ضرر و زيان و سقوط در پرتگاه نيستى و نابودى ، سرانجامى به همراه نخواهد داشت .
گريه ى شوق در يافتن حق
در مقابل ، اگر كسى صفت خوب و عامل كنترلكننده ى انعطافپذيرى را در خود زنده كرد و آن را تقويت نمود ، در صورت مواجهه با قول منطقى و حق ، نه تنها آن را با جان و دل مىپذيرد ، بلكه با يافتن و گرفتن آن ، گريه ى شوق سر مىدهد . كلام زيباى قرآن را ببينيد :
وَ اذا سَمِعوُا ما انزِلَ الَي الرَّسُولِ تَري اعْيُنَهُمْ تَفيضُ مِنَ الدِّمْعِ مِمّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ
« 1 » « و هر زمان آياتى را كه بر پيامبر نازل شده بشنوند ، چشمهاى آنها را مىبينى كه ( از شوق ) اشك مىريزد ، به خاطر حقيقتى كه دريافتهاند » .
بعضى گفتهاند كه اين آيه ، درباره ى نجاشى ، پادشاه حبشه است . او يك نفر مسيحى است اما حقجو ، حقياب و داراى صفت خوب انعطافپذيرى . با اينكه اكثراً داستان شيرين آن را شنيده يا خواندهايد ، لكن ذكر آن در اينجا هم خالى از لطف نيست . وقتى شكنجهها و آزار و اذيت كفار شدت گرفت ، به دستور پيامبر گرامى اسلام ( ص ) ، مسلمانان به حبشه هجرت كردند ، به اميد آنكه بتوانند در آنجا با آرامش و امنيت ، تجديد قوا كنند ولى دشمنان در آنجا هم دست از سر مسلمانان بر نداشتند و از حاكم حبشه خواستار استرداد آنها شدند ، اما نجاشى اجابت خواسته ى آنان را به بعد از صحبت و شنيدن حرفهاى مهاجرين موكول كرد . به همين خاطر جلسهاى ترتيب داده شد و جعفربنابيطالب با صداى خوب و جذّابش ، علّت هجرت و مسافرت خود
هامش
( 1 ) - سوره ى مائده / 83 .