و همراهان را به حبشه كه به دستور پيامبر انجام گرفته بود بر شمرد .
نجاشى پرسيد : پيامبر شما معجزه هم دارد ؟ حضرت جعفربنابيطالب ، ضمن تصديق ، چند آيه از آيات قرآنمجيد را براى او تلاوت كرد . اين آيات ، چنان در دل نجاشى اثر گذاشت كه بىاختيار اشك از چشمانش جارى شد ، و از كارهايش به خوبى معلوم مىشود كه همان دم مسلمان شده است « 1 » .
نكته مهم در اينجاست كه او ، مسلمانان را به سرزمين خود مىپذيرد و با شنيدن كلمات حق قرآنمجيد ، اشك شوق مىريزد و قبول مىكند ، اما كسانى كه قرآن در وطن آنها نازل شده ، آن را پاره مىكنند و با آزار و شكنجه باعث هجرت مسلمانان از حجاز مىشوند .
براستى كه انعطافناپذيرى و عناد و لجاجت چه سرانجام خطرناكى دارد .
طلب مرگ به جاى پذيرش حق
در انتهاى اين بحث ، عتابآميزترين آيه ى قرآنمجيد را در سرانجام كار افرادى كه در حرف و كار خودشان استبداد دارند و سرسختى نشان مىدهند و روح لجاجت و عناد بر آنها حاكم است ، ذكر مىكنيم :
وَ اذ قالوُا اللّهُمَّ انْ كانَ هذا هثوَ الحَقَّ مِنْعِندِكَ فَامْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ اوِائتِنا بِعذابٍ اليمٍ
« 2 » « و ( به خاطر بياور ) زمانى را كه گفتند : پروردگارا اگر اين حق است و از طرف توست ، بارانى از سنگ از آسمان بر ما فرودآر ، يا عذاب دردناكى براى ما بفرست ! »
يعنى حاضر است بميرد ولى حق را نشنود و نبيند ، حاضر است معذّب بشود ولى زيربار حق نرود ، كه بعضى شأن نزول اين آيه را در واقعه غدير و ولايت اميرالمؤمنين
هامش
( 1 ) - بحار الانوار / ج 18 ، ص 415 ، ذيل ح 1 .
( 2 ) - سوره ى انفال / 32 .