تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
مىگردد و ما در رسانه‌هاى گروهى مرتباً از اين دست اخبار مىشنويم كه تعداد زيادى از دختران و پسران خانواده ى بزرگ كميته امداد امام خمينى ( قدس‌سره ) به صورت گروهى در ايام مبارك و اعياد مذهبى ازدواج مىكنند بدون اينكه ديگر ، خريدها و برد و آوردهاى غيرمعقول ، مهريه‌هاى خارج از اندازه و جهيزيه‌هاى تحميلى و تجملى داشته باشند ، ازدواجى خداپسندانه ، شروع يك زندگى ساده با امكانات اوليه روز و البته بر اساس اخلاق و ديانت از طرف مرد و عفت و تواضع از طرف زن و بدين‌صورت ما مىبينيم كه ازدواج ساده ، بدون پيرايه و زوايد ، واقع شدنى است و به خوبى انجام مىپذيرد .

عالمان عامل

مرحوم كاشف الغطاء يكى از مراجع بزرگ تقليد است و به اندازه‌اى مقامش عالى و بالا است كه وقتى مرحوم صاحب جواهر مىخواهند نام ايشان را ببرند ، مىفرمايند : استادالاساتيد و شيخناالاكبر . اين مرجع بزرگ يك روز پس از پايان درس فرمودند : من دخترى دارم كه ديگر وقت ازدواجش فرا رسيده است ، اگر چنانچه يك فرد متدين و اخلاقى باشد ، من او را به دامادى قبول مىكنم و دخترم را به همسرى او در مىآورم . دراين ميان يكى از حاضرين در جلسه از جاى خود برخاست و پس از لحظه‌اى بدون اينكه كلامى بگويد نشست . مرحوم كاشف‌الغطاء او را به منزلشان دعوت فرمودند : وقتى به منزلشان آمد متوجه شدند از شاگردان خودشان و طلبه‌اى است فاضل ، متدين و داراى خلق و خوى خدايى . لذا بدون اينكه تفحض بيشترى كنند از او راجع به امكانات سؤال كردند . طلبه جوان در جواب گفت : هيچ ! مرحوم كاشف‌الغطاء فرمودند : مانعى ندارد ، اين منزل ما يك اطاق خالى دارد كه ما فعلًا به آن نيازى نداريم و شما مىتوانيد در آن زندگى كنيد ، پس بهتر است همين امشب مراسم ازدواج برگزار شود .