و بدينگونه زمينه ازدواجهاى آسان و ساده را براى جوانان فراهم آوردند ، به طورى كه موارد زيادى از اين شكل ازدواجهاى مبارك و بدون مشكل مهريه ى بالا و جهيزيه تجمّلى و مرفه در زمان خود حضرت واقع شد . مثلًا زنى خدمت پيامبر مىرسيد و در خواست همسر مىكرد ، حضرت موضوع را در جمع اصحاب خود مطرح مىفرمودند و كسى بر مىخاست و اظهار آمادگى مىكرد . رسول بزرگوار اسلام از او سؤال مىكردند كه از مال دنيا براى مهريه چه دارى ؟ مىگفت هيچ . پيامبر مىفرمودند : قرآن مىدانى ؟ جواب مىداد آرى ، و به ترتيب مهريه زن ، تعليم قرآن به او مى شد و با رضايت و قبولى طرفين ، حضرت صيفه عقد را جارى مىفرمودند و اين سرغاز يك زندگى ساده و خوش براى دو نفر مسلمان مىگرديد .
براستى اين گونه ازدواجها با كم و زياد آن بهتر است يا اينكه به واسطه مهريه زياد و جهيزيههاى بىمنطق كه بيشتر آن به درد زندگى دختر و پسر هم نمىخورد و چون زور و تحميل است ، بركت هم ندارد دختران و پسران مجبور شوند در خانهها بمانند و سرانجام مايه ى فساد جامعه و بدبختى خود گردند و همه را به ضعف اعصاب مبتلا سازند ؟ !
شعرى است منسوب به اميرالمؤمنين على ( ع ) كه به خوبى وضعيت فعلى ، در آن توصيف شده است :
و قد دقت و رقت و اسرقت فضول العيش اعناق الرجال
يعنى آنچه كه گردن مرد را مىشكند و او را نحيف و باريك مىسازد و ازاده را به بندگى وا مىدارد ، همانا زندگى تجملاتى و زندگى چشم و همچشمى است .
بنابراين بايد از فضول العيش و اين زندگيهاى مرفّهى كه براى همه مقدور و ميسور نيست ، دست برداريم ، تا امر مقدس ازدواج از اين تنگنا بيرون ايد ، باب فسادو فتنه بسته شود و جامعه از اين لحاظ در يك حالت آرامش روحى و روانى قرار گيرد . اين ، امرى شدنى و دست يافتنى است چنان كه در صدر اسلام واقع مىشد و الان هم انجام
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٥١