و چرا هيچگاه به صدها نعمت بزرگ و بزرگتر از اينها نمىانديشيم ؟ !
اين مگس صفتى است كه انسان ، نمعتهاى بيشمار خداوند تبارك و تعالى را در حق خود ناديده بگيرد و براى نداشتن فلان خواسته كه در برابر آنچه دارد هيچ و ناچيز است ناسپاسى كند و خود را به غم و غصه گرفتار سازد .
اين شيوه ى مگس است كه در يك باغ با صفا و سرسبز ، درخت و گل و آب و سبزه را رها مىكند و در آن گوشهاى كه آلوده شده مىنشيند ، گويا اصلًا جاى ديگرى براى نشستن نيست .
در مقابل ، انسانهاى مثبت همچون زنبورهاى عسل هستند كه به محض ورود به باغ ، گل را ، پاكى را ، صفا و سبزى را جستجو مىكنند و از آنها بهره مىبرند ، كه در زندگى روزمّره ، ما اين گونه افراد را كم سراغ داريم و متأسفانه غالباً در برخورد با يك مشكل و عدم دسترسى به خواستهاى كه چه بسا به صلاح و مصلحت هم نيست ، زبان ناشكرى مىگشاييم و خداوند را به جهت آن ، مورد عتاب و خطاب قرار مىدهيم ، و اگر كسى بخواهد كه مقدس بازى هم درآورد ، با زبان تمسخر و نيشدار و در حالى كه آهى از حسرت و ناراحتى مىكشد ، مىگويد : الحمدالله ربالعالمين .
اينها عوامل و راهحلهايى بود كه در رابطه با جسم ، براى فراز از غم و غصه و نگرانى و رسيدن به يك زندگى آرام ، شاد ، با نشاط و شاداب بيان شد ، باشد كه همه ى مردم ، خصوصاً جوانان و نوجوانان با رعايت اين امور ، بيشتر و بهتر بتوانند از مركب جسمشان در راه رسيدن به هدف بهره ببرند .
اخلاق و جوان (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٠٩