فَاذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي فَقَعُوا لهُ ساجِدينَ
« 1 » « هنگامى كه كار آن به پايان رساندم و در او روح خود ( يك روح شايسته و بزرگ ) ديمدم ، همگى بر او سجده كنيد » .
روح انسان به آن خصوصيات فوقالذكر ، در ابتداى زندگى انسان ، بىشكل ، بىرنگ و يا خيلى كمرنگ است و در اثر اعمال ، رفتار و گفتار او ، شكل و رنگ به خود مىگيرد و نمود و بروز مىكند .
اين اثرپذيرى ، گاه چهره ى انسانيت دارد و با اين صورت رشد كرده و بزرگ و كامل مىشود و گاه به قالب حيوانيت در مىآيد و در اين حالت مراحلى كمال خود را طى مىكند و تا به آنجا پيش مىرود كه در پس پرده ى جسم آدمنما ، حيوانى درنده خو ، خطرناك و مخوف مىسازد .
ارتباط با خدا و تعالى روح
اگر انسان و به ويژه ى جوان كه بيشترى شكل و رنگ را جذب مىكند ارتباطش را با خالق هستى و اوامر و نواهى او حفظ كرد و با تقواى الهى مأنوس شد و در خدمت به خلق خدا و خشنودى پيامبر و ائمه طاهرين ( ع ) كوشش نمود ، آن روح خالى از هر رنگ و شكل او ، يك هويت انسانى مىپذيرد وجلا پيدا مىكند و يك شباهت تامّى به اميرالمؤمنين على ( ع ) و ساير معصومين ( ع ) پيدا مىكند و به جايى مىرسد كه در صف محشر مثل ماه مىدرخشد و توجه اهل محشر را به خود جلب مىنمايد ، بعد هم وارد بهشت مىگردد . اگر در سطح عادى از كمال و انسانيت است ، بهشت موعود و اگر در سطح بالاترى قرار دارد ، بهشت عدن و رضوان جايگاه اوست و چنانجه با گفتار و كردار ، از خود انسانى كامل ساخته باشد ، ديگر برارى چنين فردى ، بهشت الهى كوچك است و او بايد در پيش معبود و پروردگار خود جاى گيرد و هم آن جاست كه متناسب شأن و مقام
هامش
( 1 ) - سوره ى حجر / 29 .