اوست .
في مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدِ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ
« 1 » « در جايگاه صدق نزد خداوند مالك مقتدر » .
گسستن از حق و سقوط كامل روح
اما اگر خداى ناكرده انسان داراى اعمالى زشت و ناپسند است ، ارتباطى هم با خداوند و پروردگار خويش ندارد ، با خلق خداوند هم بدرفتارى مىكند و فقط رابطه و پيوندش با طاغوتها و شياطين جنّى و انسى محكم است ، اينها نيز به روح او رنگ مىدهد و از آن صورت مىسازد . اما با چه هويتى ؟ ! هويت يك حيوان ! كه البته به تناسب روحها متفاوت است . گاه از نظر روحى به يك ميمون شبيه است و گاهى به يك سگ درنده مىماند ، اگر چه به حسب ظاهر ، يك جوان است ، جوانى آراسته و با جمال و مثل ساير انسانها راه مىرود و نشست و برخاست دارد . اگر چه ظاهراً خانم جوانى است كه مردم به چشم يك انسان به او مىنگرند ، چه بسا كه از زيبايى ظاهرى هم بهرهاى هم داشته باشد . اما به خاطر عدم رعايت حجاب شرعى و بىباك بودن در پوشيدن لباس و جوراب نازك و بدننما و اينكه نامحرم ، صورت ، دستها ، سينه و زينتهاى او را ببيند و با نامحرم شوخى كند و بگويد و بخندد ، داراى باطن و هويتى حيوانى است و در صف محشر ، روزى كه پردهها عقب برود و واقعيات و نهانها كشف و آشكار شود ، همه بالعيان آن را مشاهده خواهند كرد ، چنانچه آنهايى كه داراى چشم بصيرت هستند ، در همين دنيا هم او را نه به صورت يك انسان ، يك دختر و پسر جوان و صاحب جمال ، بلكه در قالب يك حيوان ، آن هم ميمونى با صورت زشت و كريه و يا سگى درندّه خو و وحشى ، يا به صورتهاى ديگر مىنگرند .
هامش
( 1 ) - سوره ى قمر / 55 .