بر ايشان نازل شود .
« لَئِن شَكَرتُم لَازيدَنَّكُم وَ لئن كَفَرتُم و انَّ عذابى لَشديدٌ » « 1 » معلوم است كه ما نمى توانيم شكر نعمتها را به جا آوريم . به قول حضرت موسى ( ع ) : خدايا ! من اگر بخواهم شكرت را بكنم ، توفيق همين را هم بايد تو عنايت كنى . خداوند فرمود : حالا كه عاجز از شكر من شدى و واقعاً يافتى كه چنين هستى ، حالا شكر كردى .
ترك گناه ، راهى براى شكر
يكى از راههاى خوب براى شكر خدا اين است كه انسان گناه نكند . از گناه اجتناب كند و بگويد خدايا گناه نمى كنم براى اينكه شيعه كردى . گناه نمى كنم براى اينكه مرا طلبه كردى . گناه نمى كنم براى اينكه شعور دارم ، عقل دارم ، سلامتى دارم ، چشم دارم ، دست دارم ، پا دارم . اين شكر بالايى است . انسان نماز شب بخواند براى اين كه شيعه اميرالمومنين ( ع ) است . نماز شب بخواند براى اينكه نعمتهاى ظاهرى دارد . نعمتهاى باطنى دارد . اين شكر هم خوب است كه به اين مى گويند شكر عملى و خيلى بهتر از شكر قلبى است . شكر عملى يعنى آنچه خدا داده
است ، به جا مصرف شود . اول اجتناب از گناه ، بعد ، اهميت دادن به واجبات و به اندازه اى كه به كارش ضرر نخورد ، اهميت دادن به مستحبات .
اين مقام از آن مقامِ استحيا هم بالاتر است ؛ براى اينكه معمولًا اين منازلى كه انسان بپيمايد ، منازل جمع الجمعى است . نظير نور است . اين منازل ، منازل تشكيكى است ؛ انسان هر چه بالاتر برود ، آن منازل قبلى را پشت سر گذاشته است . به قول صدرالمتألهين ، خلع بعد از لبث نيست كه بو على سينا مى گويد ، لبث بعد از لبث است . جمع الجمعى است . وقتى كه انسان به مقام شكر برسد ، معلوم است كه به مقام استحيا رسيده است . معلوم است كه به مقام رجاء و خوف هم رسيده . معلوم است كه به مقام عبادت براى دنيا رسيده است . وجاهتش را هم از خدا از راه عبادت خواسته است ، ولى
هامش
( 1 ) - اگر شكر گزارى كنيد ، بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسى كنيد ، مجازاتم شديد است . ( ابراهيم / 7 )