مى خواهد كه يك شب مهلت بدهيد ؟ براى چه ؟ براى اينكه مى خواهم مكتبم را به جوانها بفهمانم ، مى خواهم بفهمانم كه براى نماز و براى تقيد به ظواهر شرع آمدم . آمده ام تا عبادت را زنده و گناه را ريشه كن كنم . از اول شب تا به صبح خودش ، اهلبيت و اصحابش زمزمه ها و عبادتها دارند .
نماز ، پيام عاشورا
ظهر عاشورا شد ، ظهر عاشورا مهياى نماز است . بسيارى از اصحاب كشته شدند ، يكى از اصحاب گفت : حسينم ظهر است ، فرمودند : خوب ، مگر چه شد ؟ عرض كرد : دلم مى خواهد نمازى پشت سر شما بخوانم . بسيارى از اصحاب مثل گل پرپر شده اند و اين صحابى اين را مى گويد خود مىداند ديرى نمى پايد كه در گودال قتلگاه به خون مى غلطد ، اما مى گويد : حسينم مى خواهم پشت سرت نماز بخوانم . در مقاتل مى خوانيم كه حسين تبسم كرد و خوشحال شد ، بعد هم در حق او دعا مىكند ، نمى گويد خدا تو را از شهداء حساب كند ، بلكه مى گويد خدا تو را از نمازگزارها حساب كند . حضرت در صحنه كربلا نماز مى خواند تا با اين حركت نشان بدهد كه براى چه قيام كردند . اشهد انك قد اقمت الصلوةرا نه فقط امام صادق عليه السلام مى گويد ، بلكه روز عاشورا عملًا ابى عبدالله و اصحابش نشان داده و به نماز ايستادند .
مى گويند حبيب بن مظاهر كه پيرمرد نود ساله اى بود ، در مقابل ابى عبدالله ايستاد و خود را سپر قرار داد . اما پستى به كجا مى رسد و خدا نكند انسان رذل بشود و عنايت حق و ولايت خدا از سرش برداشته شود . كار مى رسد به اينجا كه وقتى ابى عبدالله به نماز ايستاده حبيب بن مظاهر سپر حضرت قرار مى گيرد . در وسط نماز بدن ابى عبدالله را تيرباران كردند . اما اينها نماز مى خواندند . نماز اول تمام نشده بود