بايد در مقابل نماز چنين باشند .
سهل انگارى در انجام واجبات موجب سيه روزى انسان
به قول آن جوان دانشگاهى چه خوش نوشته بود كه يكى از روزهاى سياه من آن روزى بود كه از خواب بيدار شدم و ديدم آفتاب زده و نمازم قضا شده است . او راست مى گويد ، روز سياه انسان آن روزى است كه در مقابل امر واجبى از واجبات خدا كوتاهى كند . روز سياه يك زن آن روزى است كه صورت او را نامحرم ببيند . روز سياه زن آن روزى است كه به واسطه ى لباسش يا صورتش جوانى تحريك گردد . اين خانم خيال نكند كه روز خوش اوست ، اين روز سياه اوست ، ليكن نمى فهمد .
بحث ناقص و وقت ما نيز تمام شده است چند كلمه اى مصيبت حسين عليه السلام را بخوانم اين مكتب اين قيام به ما چه مى گويد ؟ مى گويد اى جوان ، در مقابل واجبات تلاطم درونى پيدا كن ، در مقابل عبادت تلاطم درونى پيدا كن . شب عاشورا يعنى روز تاسوعا و نزديك غروب است ، حسين عليه السلام نزديك در خيمه نشسته و سر مبارك را بر زانوها نهاده و به خواب رفته استك قربان رأفتت حسينم ، نه فقط براى حرّ دلش مى تپد ، براى عمر سعد نيز دلش مى تپد ، كه چرا تا اين حد كج شده است . لذا در مقابل مى خوانيم كه چند مرتبه با همين عمر سعد جلسه خصوصى داشت . حسين عليه السلام كجا و عمر سعد كجا ؟ اما جلسه خصوصى مى گرفت تا ببيند آيا مىتواند اين فرد را از بيراهه به راه بياورد . در روز عاشورا حسين عليه السلام چند بار به گريه افتاد ، اما اين گريه ها براى على اصغر يا على اكبرش نبود ، بلكه براى گمراهى و جهالت دشمن اشك مى ريخت ، رحمت حق متلاطم مى شد و حسين عليه السلام را به گريه در مى آورد كه چرا اين افراد بدينگونه عمل مى كنند و جهل مركب و فسق آنها را به جايى رسانده كه جمع