تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه زندگى (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
روزگار بود . يكى ديگر از وكلاى امام حسن عسگرى ( ع ) ابو دردا بود . وى مىگويد كهامام يازدهم ( ع ) مرا مأمور كردند تا به مداين بروم و سهم امام و خمس شيعيان را دريافت كنم و براى ايشان بياورم . امام عسگرى ( ع ) فرمودند : « ابو دردا ! وقتى از مداين برگردى ، من از دنيا رفته‌ام . » عرض كردم : « اى فرزند رسول خدا ! فدايت شوم ، چه كسى بعد از شما عهده‌دار امامت خواهد بود و خمسى را كه از مداين مىآورم به چه كسى تحويل دهم ؟ » امام عسگرى ( ع ) فرمودند : « امام بعد از من كسى است كه مشخص كند پولهاى خمس آن از آن‌چه كسانى است و مقدار آن چقدر است و كسىكه بر جنازهء من نماز بخواند . » ابو دردا مىگويد كه بعد از بازگشت از سفر مداين ، براى زيارت امام عسگرى ( ع ) به سامرا رفتم و متوجه شدم كه امام ( ع ) رحلت كرده است و برادر ايشان ، جعفر بن على ، كه بعدها به « جعفر كذاب » معروف شد ، در مجلس نشسته است و جمعيت زيادى به مناسبت رحلت امام ( ع ) به او تسليت و به دليل تصدى مقام امامت به وى تبريك مىگويند . براساس شناختى كه از جعفر داشتم ، تعجب كردم و با خود گفتم ، امام بايد معصوم باشد و جعفر بن على كه مقيد به احكام دينى نيست و مورد تأييد حكومت وقت هم هست ، نمىتواند معصوم باشد . از اين موضوع ناراحت شدم و احساس نگرانى كردم ، در اين هنگام ديدم چند ايرانى كه از خراسان آمده بودند ، نزد جعفر كذاب رفتند و به او گفتند : « از ايران آمده‌ايم و سهم امام از سوى شيعيان آنجا آورده‌ايم . شما كه جانشين امام عسگرى ( ع ) هستيد ، مطابق سنت معمول ، مقدار خمس و نام فرستندگان آن را مشخص كنيد . » جعفر بن على گفت : « شما از من علم غيب مىخواهيد ؟ من نمىدانم . » نمايدگان ايرانى با شنيدن اين سخن از دادن خمس به جعفر خوددارى كردند . در اين هنگام بانويى از خانهء امام حسن عسگرى ( ع ) آمد و گفت : « آقا مقدار پولها و