تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
اين عالم هستى همچنين است . عالم هستى وابسته به خداست .
« وَ لا تَدْعُ مَعَ الله الهاً آخَرَ لا الهَ الّا هُوَ كُلُّ شَيْيٍ هالِكٌ الّا وَجْهَهُ »
« 1 »
« سَنُريهِمْ اياتِنا فِي الافاقِ وَ في انْفُسِهِمْ حَتّي يَتَبَيَّنَ لَهُمْ انَّهُ الحَقُّ اوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ انَّهُ عَلي كُلِّ شَييٍ شَهيدٍ »
« 2 » ديگر مابقى همه و همه وجود نما و وابسته هستيم
« وَ الَّدينَ كَفَرُوا اعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَه يَحْسَبُهُ الَّظْمأنُ ماءً حَتّي اذا جاءَهُ لَمْ يَجْدهُ شَيْئاً وَ . . . »
« 3 » عالم هستى با مسئوليتش و انسان با مسئوليت‌هايش ، همه و همه وابسته به ذات حق هستند و نتيجه اينكه انسان مقدرش در عالم هستى ، اين است كه وظيفه‌اش را با اختيار انجام دهد . لذا به كسانى كه در اين بحث‌ها واردند نكته‌اى را متذكر شوم و آن اين است كه انسان در اختيارش مجبور است . انسان نمىتواند مختار نباشد زيرا اگر مختار نباشد ديگر انسان نيست . همانطور كه كره‌زمين در حركتش جبر است ، انسان در اختيار خود مجبور است . يعنى انسان مختار است و نمى تواند مختار نباشد . عالم قضا و قدر مىگويد انسان مختار است ، اما اين عالم هستى كه اسمش را قضا و قدر گذاشتيم و ابسته به ذات حق است . وقتى كه چنين شد ، « لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين » جبر نيست ، اشعرى بىخود گفت . تفويض نيست ، پس معتزله هم بىخود گفت . پروردگار عالم دست بسته نيست ، « بل يداه مبسوطتان » بلكه تسلط بر روى عالم هستى دارد . عالم هستى به او وابسته است ، پس عقيده ما كه مىگوئيم نه جبر است و نه تفويض بلكه بين بين است اين مىشود كه انسان در عالم هستى مسئوليت دارد ، مسئوليتش را با اختيار انجام مىدهد و خود و مسئوليتش ، و هر چه وابسته به اوست ،
هامش
( 1 ) - سوره قصص ، آيه 88 ترجمه : و هرگز با خداى يكتا كه خدايى ( و معبودى جز او نيست ديگرى را به خدايى مخوان و ( بدان ) كه هر چيزى جز ذات پاك الهى هالك الذات و نابود است . ( 2 ) - سوره فصلت ، آيه 53 ترجمه : ما آيات قدرت و حكمت خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان كاملًا هويدا و روشن مىگردانيم تا ظاهر و آشكار شود كه ( خدا و قيامت و رسالتش هم ) حق است . آيا اى رسول ، ( اين كه ) خدا بر همهء موجودات عالم پيدا و گواه است كفايت از برهان نمىكند ؟ ( 3 ) - سوره نور ، آيه 39 ترجمه : و آنان كه كافرند اعمالشان در مثال به سرابى ماند در بيابان هموار بىآب كه شخص تشنه آن را آب پندارد و به جانب آن شتابد چون بدانجا رسيد هيچ آب نيابد و . . .
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 329 | الشيخ حسين المظاهري