امنيت و سلامتى من و هر چه در اين عالم هستى است وابسته به ذات حق تبارك و تعالى و عالم هستى مال خداست ، كه شيعه به آن توحيد افعالى مىگويد .
اقسام توحيد
ما چهار نوع توحيد داريم كه سه نوع آن را ضمن بحث گفتهام :
1 - توحيد ذاتى : يعنى در اين عالم هستى يك واجبالوجودى هست .
2 - توحيد صفاتى : كه از مختصات شيعه است ، يعنى صفات حق عين ذات اوست . اگر بخواهيم مثالى زده باشيم كه تا اندازهاى نزديك به ذهن شود ، مىشود گفت ، نظير شورى براى نمك است . نمك ذاتاً شور است . چنين نيست كه نمك يك چيز و شورى آن چيز ديگرى باشد . اگر آن بلورها شور نباشد ، نمك نيست . مثل شما و علم شما نيست . زمانى عالم نبوديد ، اما بعد عالم شديد و يك وقت عم علمتان از بين مىرود . دو چيزند كه گاه با هم جمع مىشوند و گاه از همديگر جدا مىشوند ، اما نمك چنين نيست ، ذاتاً شور است و قابل تفكيك و جدايى نيست . شورى همان نمك است و نمك همان شورى است ، مثل آب كه ذاتاً تر است . صفات ربوبى هم عين ذات است . مثل شورى براى نمك . به اين توحيد صفاتى گويند .
3 - توحيد عبادى : كه به آن توحيد در عبادت هم مىگويند و به مناسبت دربارهاش بحث شد . توحيد عبادى آن است كه انسان فقط و فقط بايد در برابر خداوند كرنش كند ، چشم و گوش بسته از حزب و گروه و فردى تقليد كردن براى يك انسان زشت و غلط است . لذا قرآن درباره آنها كه متابعت از شيطان مىكردند ، فرمودند :
« الَمْ اعْهَدْ الَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ انْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ انَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ »
« 1 » 4 - توحيد افعالى : يعنى اين جهان وابسته به حق است . نظير نورخورشيد و لامپ . اين نور وابسته به لامپ و لامپ وابسته به كارخانه است ، كارخانه اگر لحظهاى ناز كند ، اينجا تاريك مىشود . نظير وجود ذهنى شما است كه مثال خوبى است وعرفاء و فلاسفه هم آن را قبول دارند ، شما رفيقتان را الآن در ذهنتان تصور كنيد . تا توجه به او داريد ، در ذهنتان موجود است . اما به محض اين كه از او غفلت كنيد ، معدوم مىشود .
هامش
( 1 ) - سوره يس ، آيه 60 .