فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعونَ ( 83 ) « پس منزه و پاك خدايى كه ملك و ملكوت هر موجود به دست قدرت او و بازگشت شما همه خلايق به سوى اوست »
يعنى هستى هر چيزى به دوست اوست الا اينكه گفتن ملكوت بدليل جنبهء يد ربى داشتنش هست و جنبه يد خلقى آن را ملك مىگويند و بالاخره چون منسوب به خداوند است به آن ملكوت مىگويند . به عبارت ديگر بايد گفت پاك و منزه است آن خدايى كه عالم هستى در يد قدرت اوست . « و اليه ترجعون » و عالم هستى به او بر مىگردد .
« صِراطِ اللهِ الَّذي لَهُ ما فِي السَّمواتِ وَ ما فِي الارْضِ الا الَي اللهِ تَصيرُ الامورُ »
« 1 » آگاه باش ، متنبه شو كه عالم هستى به سوى خدا بر مىگردد و وابسته به ذات مقدس خداست . اينها رياضت و عبادت مىخواهد ، البته رياضت دينى كه انسان قيوميت حق را دريابد .
در قرآن مىخوانيم وقتى حضرت ابراهيم ( ع ) امتحاناتش را داد ، عالم هستى را به او نشان داديم :
وَ كَذلِكَ نُري ابْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّمواتِ وَ الارْضِ
« 2 » اما چطور ؟ يك وقت انسان اتم را مىشكند و اسرار آن را مىفهمد ، ولى يك وقت همين اتم « با اين كه صانعش خداست و عالم هستى كه وابسته به ذات حق است » مورد بررسى قرار مىگيرد .
به ابراهيم دو چيز را فهمانديم : يكى تسلط بر عالم هستى و يكى اينكه عالم هستى وابسته به خداست . يعنى قيوميت حق در اين جهان : «
اللهُ لا الهَ الّا هُوَ الحَيُّ القَيُّومُ »
« 3 » اما اين كار عبادت و رابطه با خدا مىخواهد كه انسان كمكم قيوميت حق را درك كند و در اين جهان چيزى جز خدا نبيند .
هامش
( 1 ) - سوره شورى ، آيه 53 ترجمه : به راه خدا ، همان خدايى كه هر چه در آسمانها و زميناست همه ملك اوست و رجوع تمام ( عالم آفرينش ) به سوى اوست .
( 2 ) - سوره انعام ، آيه 75 ترجمه : و همچنين ما به ابراهيم ملكوت و باطن آسمانها و زمين را ارائه داديم .
( 3 ) - سوره آلعمران ، آيه 2 ترجمه : خداى جهان نيست جز آنكه زنده و پاينده ابدى است .