تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
را خلق بگذاريم . لذا به آن خلق ، مخلوق هم مىگويند . در فلسفه به آن « كن رحمانى » گفته مىشود و در عرفان ، آن را « فيض مقدس » مىگويند و همه يك چيز است . كن رحمانى ، فيض مقدس ، عالم خلق ، اراده حق ، مراد حق ، همه يك چيز است . مثل همان وجود ذهنى شماست كه يك چيز است و افاضه اشراقيه است . پس اگر از شما بپرسند ، عالم قضا چيست ؟ جواب دهيد كه عالم خلق . اگر به شما بگويند كه عالم خلق چيست ؟ بگوئيد ، فيض مقدس عرفاء . فيض مقدس همان كن رحمانى فلاسفه است و كن رحمانى فلاسفه هم عالم هستى در خارج است ، با اين توضيح و مثال ، فكر مىكنم تا حدودى معناى قدر و قضا روشن شد .

مسئوليت عالم قدر و قضا بر عالم هستى

اين عالم قدر و قضا و بنابر غلط مشهور اين عالم قضا و قدر ، مسئوليتى بر روى شانه عالم هستى گذاشته است . هر چند كه آنچه در اين عالم موجود است يك مسئوليت هم دارد . شما وجودى را نمىتوانيد در عالم هستى پيدا كنيد كه مسئوليت نداشته باشد . اين جهان ، جهان مسئوليت است و همان است كه وقتى حضرت موسى ( ع ) با برادرشان هارون نزد فرعون آمدند ، فرعون از ايشان پرسيد :
« قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسي »
« 1 » اى موسى پروردگار شما كيست ؟
« قالَ رَبُّنَا الَّذي اعْطي كُلَّ شَيْيٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدي »
« 2 » فرمود خداى من كسى است كه عالم هستى را موجود كرده و بر گردن او هم مسئوليت گذاشته است ( « ثم هدى » هدايت تكوينى است ) . مسئوليتى كه بر گرده انسان است ، جبر است يعنى اين زمين اگر بخواهد حركت نكند ، غلط مىكند . حركتش جبرى است . بخواهد تند يا كند حركت كند ، نمىشود . اين خورشيد اگر بخواهد روزى بگويد ، چرا ما به دنبال ستاره « وگا » برويم ، از اين به بعد او به دنبال ما بيايد . خير ، چنين چيزى ممكن نيست . حركت كه هست جبر است . درخت بگويد ، حالا كه باغبان شاخه‌هايم را بريد من هم قهر مىكنم ، ديگر نه ميوه
هامش
( 1 ) - سوره طه ، آيه 49 ( فرعون كه نصائح آن دو بزرگوار را شنيد ) « گفت اى موسى خداى شما كيست ؟ » ( 2 ) - سوره طه ، آيه 50 « موسى پاسخ داد كه خداى ما آن كسى است كه همه موجودات عالم را نعمت وجود بخشيده سپس به راه كمالش هدايت نموده است . »