اصول دين مىداند ، يعنى نه جبر و نه تفويض ، هم حرف معتزله غلط است و هم بيان اشاعره ، پس كلام درست است ؟ همانطور كه امام صادق ( ع ) فرمودند
: « لا جَبْرَ وَ لا تَفْويض بَلْ امْرٌ بين الامْرَيْن » « 1 »
شايد فرمايش آن حضرت نيز با توجه به همين دو آيه آخر اين سوره بوده است . چون به نظر من ، در قرآنكريم آيهاى گوياتر و دقيقتر از اين دو آيه نيست و يا دست كم اين و آيه در رديف نمره اولهاى آيات قرآن است .
خوب است در اينجا ، مقدمهاى عرض كنم و شما نيز قدرى بيشتر توجه كنيد . اميدوارم به خواست پروردگار عالم و با عنايت حضرت بقيه الله ( عج ) بتوانم اين مسئله را در قالبى بريزم كه مطلب براى همه روشن شود .
جهان روى قدر و اندازه است
در اين كه جهان از روى تقدير و اندازه است اشكالى نيست . اين همان برهان نظم است كه در قسمتهاى گذشته پيرامون آن بحث شد . هر چيزى در اين عالم اندازه دقيقى دارد ، آن هم دقت عالمانه . به قول قرآن شريف :
انّا كُلَ شَييٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍ
« 2 » در اين عالم هر چيزى به اندازه خود و روى يك نظام دقيق خلق شده است .
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَي اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ انَّ اللهَ بالِغُ امْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْيٍ قَدْراً »
« 3 » پروردگار عالم بر عالم هستى قدرت دارد و هر چيزى را به اندازه آفريده است .
مقدرى كهبه گل نكهت وبهگل جان داد * بههركههر چه سزا بود ، ايزدش آن داد
« وَ انْ مِن شَيْيٍ الّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ الّا بِقَدَرٍ مَعْلومٍ »
« 4 »
هامش
( 1 ) - عن ابيعبد الله ( ع ) : قالَ لا جَبْرَ وَ لا تَفْويض وَ لكِنْ امْرٌ بَينَ الامْرَينِ ( بحار ، روايت 27 ، ج 5 ، ص 17 ) از امام صادق ( ع ) است كه فرمود : نه جبر است و نه تفويض بلكه امرى است بين اين دو .
( 2 ) - سوره قمر ، آيه 49 ترجمه : هر چيزى را به اندازه آفريديم .
( 3 ) - سوره طلاق ، آيه 3 ترجمه : و هر كس بر خدا توكل كند خدا او را كفايت خواهد كرد كه خدا امرش ( بر همه عالم ) نافذ و روان است و بر هر چيزى قدر و اندازه مقرر داشته است .
( 4 ) - سوره حجر ، آيه 21 ترجمه : ( و بدان كه ) هيچچيز در عالم نيست جز آن كه منبع و خزانهء آن نزد ما خواهد بود ولى ما ( از آن بر عالم خلق ) مگر به قدر معين كه مصلحت است نمىفرستيم .