تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
هر چيزى از طرف ما و از خزانه قدرت ماست . حضرت امام صادق ( ع ) فرمودند : هر چيزى از « كاف و نون » كن رحمانى است ، و از آنجا سرچشمه مىگيرد و هر چيزى از خزانه خدا و با قدر خدا سرچشمه مىگيرد ، اما بدون حساب نيست ، به اندازه است . شايد نظير اين سه آيه‌اى كه آمد ، بيش از صد آيه در قرآن باشد كه مىگويد عالم هستى روى قدر و اندازه است . اين اندازه و قدر و نظام را اگر با علم ذاتى خداوند و در علم خداوند بسنجيم ، به آن قدر گويند . همان قضا و قدرى كه بين همه مشهور شده و بحثى نيز در اين مورد در فلسفه داريم . قدر يعنى اندازه‌گيرى و در علم ذاتى خدا يك اندازه‌گيرى براى عالم هستى بوده است . با اين كه مثال خيلى غلطى است مىشود گفت نظير مهندسى كه وقتى بخواهد ساختمانى را پياده كند ، اول نقشه ساختمان را در ذهن خود مىآورد سپس به كارهاى بعدى مىپردازد . نقشه عالم هستى را هم قبل از خلقت « قدر » يعنى اندازه‌گيرى گويند . بعد آن نقشه به اراده حق موجود شد ، معلوم است كه اراده حق احتياج به معونه و كمك ندارد و به مجردى كه اراده كرد ، عالم هستى موجود گرديد و آن نقشه پياده شد ، به اين عالم « قضا » مىگويند . پس اين « قضا و قدر » كه ما مىگوئيم يك غلط مشهور است و بايد بگوييم ، قدر و قضا .

« قدر » يعنى چه ؟

قدر ، يعنى علم ربوبى ، نقشه عالم هستى در علم خدا . وقتى آن نقشه در عالم هستى موجود شد و آنكه در علم بود در خارج آمد ، به آن قضا مىگويند ، يعنى حكم ، حكم در اينجا تكوينى است و حكم تكوينى يعنى ايجاب ديگر اراده و مراد و موجود همه يك چيز است . به قول ما طلبه‌ها افاضه اشراقى است . اگر براى افاضه اشراقى بخواهم مثال بزنم تا همه متوجه شوند ، اين است كه مثلًا شما در ذهن خود پسرتان را تصور كنيد ، همين الآن تصور كنيد ، مىبينيد كه پسر شما در ذهنتان ، موجود مىشود . وجود آن و ايجاد آن از طرف شما ، موجود اوست و موجود او وجود اوست ، يك چيز بيشتر نيست . همينطور اسم اين عالم را ، هم مىتوانيم اراده حق بگذاريم ، هم مىتوانيم آن را مراد حق بناميم ، هم مىتوانيم آن را مخلوق بگوئيم و هم مىشود اسمش