. « و ما علمناه الشعر » ما پيامبر را شعر تعليم نكرديم « و ما ينبغي له » براى پيامبر هم سزاوار نيست كه شاعر باشد ، « ان هو الا ذكر و قرآن مبين » اين كتاب تذكر است ، بيدار كردن عقل است ، قرآن مبين است يعنى فارق بين حق و باطل است ، آن هم فارق خيلى آشكار و قابل درك .
تأثير قرآن بر زندهها
لِيُنذِرَ مَن كانَ حَيّاً وَ يَحِقَّ القَوْلُ عَلِ الكَافِرينَ ( 70 ) تا هر كه زنده ( و زنده دل ) است او را به آياتش پند دهد و بر كافران ( به اتمام حجت ) وعده عذاب ، حتم و لازم گردد .
اين تكرار اول است ، اين قرآن براى چه كسى و براى چه آمده است ؟ آمده است تا زنده كند .
« يا ايُّها الَّذينَ امَنُوا اسْتَجيبُوا لِلّهِ وَ لِلّرسُولِ اذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ وَ اعلَمُوا انَّ اللهَ يَحُولُ بَيْنَ المَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ الَيْهي تُحْشَرونَ »
« 1 » اى بشر ، جواب خدا و پيامبر را بده ، براى اينكه آمده است تا زندهات كند ، بله آدم مرده را نمىشود زنده كرد ، قرآن براى او فايدهاى ندارد .
انَّكَ لا تُسْمِعُ المَوتي وَ لا تُسْمِعُ الصَّمَّ الدُّعاءَ اذا وَلَّو مُدْبِرينَ
« 2 » قرآن براى زندههاست ، نه براى مردهها كه صفت رذيله ، آنها را دل مرده و كور و كر نموده است . لينذر من كان حيا و به حق القول علي الكافرين .
ثابت است قول ، يعنى كلمه عذاب بر كافر . كفر در اينجا يعنى مرده ، چون در مقابل « حى » ( زنده ) واقع شده است . اين آيه ، عبارت اخراى اول سوره است . تكرار
هامش
( 1 ) - سوره انفال ، آيه 24 ترجمه : اى اهل ايمان چون خدا و رسول ، شما را به آنچه موجب زنده شدن شماست ( به ايمان ) دعوت كنند اجابت كنيد تا به حيات ابد برسيد و بدانيد كه خدا در ميان شخص و قلب او حايل است و ( همه ) به سوى او محشور خواهيد شد .
( 2 ) - سوره نمل ، آيه 80 ترجمه : همانا تو ( با آنكه پيغمبر به حق و هادى مطلقى ) نتوانى كه مردگان ( و مردهدلان كفر ) را سخنى بشنوانى و يا كران ( باطن ) را كه ( به گمراهى ) از گفتارت روى مىگردانند به حقيقت شنوا كنى .