« لعلهم ينصرون » شايد ياريشان كند . يعنى مرتب پول جمع كرد . و روى هم گذاشت بدان اميد كه همه مشكلاتش را با آن حل كند . اما يك وقت به جايى رسيده كه :
« ما اغني عَنّىِ مالِيهَ هَلَكَ عَنّي سُلطانِيَه »
« 1 » ديدى كه اين مال من براى من فايدهاى نداشت آنچه كه فايده دارد فقط خداست .
لَا يَستَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَ هُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُونَ ( 75 ) « هرگز آن خدايان نمىتوانند به آنها كمك كنند بلكه خود آنان براى خدايانشان مانند سپاهى آماده به خدمت هستند »
اين خدايانى كه در دل توست ، هوى ، هوس ، دلبستگى به پول و رياست ، يا آن بتى كه در زمان جاهليت درست مىكردند و به آن سجده مىنمودند ، چه كارى براى انسان مىتوانست بكند ؟ و بتهاى ديگر چه كارى مىتوانند براى تو انجام دهند ؟ اينها نه مىتوانند كارى به نفع تو انجام دهند و نه مىتوانند صدمهاى به تو بزنند . بعد مىفرمايد :
فَلَا يَحْزِنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَ مَا يُعْلِنُونَ ( 76 ) « ( اى رسول ما ) سخن اين مشركان تو را محزون نكند ، ما هر آنچه پنهان و آشكار گويند همه را مىدانيم ( و به كيفرشان مىرسانيم ) »
دلجويى خداوند از پيامبر ( ص )
يا رسولالله ، خيلى غصه نخور ، ما همه چيز را مىدانيم . اين جمله ، جمله تكاندهندهاى است كه در قرآن هم اين معنى مكرر آمده است ، مثلًا :
لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ الّا يَكُونُوا مُؤمِنينَ « 2 » مثل اين كه از بس غصه مىخورى ، مىخواهى خودت را بكشى كه چرا اينها
هامش
( 1 ) - سوره حاقه ، آيات 28 و 29 ترجمه : واى كه مال و ثروت من امروز به فريادم نرسيد و همه قدرت و حشمتم نابود گرديد .
( 2 ) - سوره شعرا ، آيه 3 ترجمه : اى رسول ما تو چنان در انديشه هدايت خلقى كه خواهى جان عزيزت را از غم اين كه ايمان نمىآورند هلاك سازى .