تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
مىنوشتم ، اما حالا وضعم به جايى رسيده كه بايد كسى بيايد و كتاب را برايم بياورد تا بتوانم كمى مطالعه كنم . اگر كسى نباشد بىمطالعه و بىكتاب مىمانم و قدرت اين كه خودم كتاب را از قفسه بردارم ندارم . خوب ، آدم جوان است ، پير مىشود . قدرت دارد ، ضعيف مىشود و قرآن هم مىخواهد همين را بگويد كه ببين اصلًا طبيعى است . همانطور كه ما مىتوانيم جوان را پير كنيم ، مىتوانيم فردا چشمان بيناى تو را هم كور كنيم ، « افلا تشكرون » چرا شكر نمىكنى ؟ « افلا تعقلون » چرا تفكر نمىكنى ؟ همانطور كه ما مىتوانيم جوان را به مرور زمان پير كنيم و وقتى پير شد ديگر نمىتواند برود و نمىتواند بيايد ، تو هم ممكن است شب بخوابى و صبح بيدار شوى ، ببينى نمىتوانى رفت و آمد كنى چون فلج شده‌اى . پس چرا بايد اين همه غافل باشيم از نعمت‌هاى خدا ؟ عزيزان من ! پيش از اين كه پير شويد ، به فكر باشيد ، قدر جوانى را خوب بدانيد و از لحظات عمرتان ، در راه خدا استفاده ببريد .

شعر و شاعرى

در اينجا قرآن وارد مطلب ديگرى مىشود : وَ مَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَ مَا يَنبَغِي لَهُ إِنّ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَ قُرءَانٌ مُّبِينٌ ( 69 ) « و نه ما او را ( پيامبر را ) شعر آموختيم و نه شاعرى شايسته مقام اوست ( بلكه ) اين كتاب ذكر ( الهى ) و قرآن روشن ( خدا ) است » شعرا معمولًا كارهايشان اين است كه انسان را به عالم خيال ببرند « 1 » . مثلًا براى محبوبه و معشوقه‌اش مىخواهد شعر بگويد . معشوقه‌اى بسيار سياه و زشت است ، اما
هامش
( 1 ) - وَ الشَّعَراءُ يتَبِعُهُمْ الغاوُون ، الَم تَرَانَّهُمْ فى كُلِّ وادٍ يهيمُوَن وَ انِّهُمْ يقُولُونَ ما لا يفْعَلُونَ الّا الَّذينَ امَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا الله كَثيراً وَ انْتَصِرُوا مِن بَعْد ما ظُلِمُوا و شاعران را مردم گمراه پيروى كنند . آيا ننگرى كه آنها خود به هر وادى سرگشته‌اند . و آنان بسيار سخن مىگويند كه خود عمل نمىكنند . مگر آن شاعران كه اهل ايمان و نيكوكار بوده و ياد خدا بسيار كردند و براى انتقام از هجو يا ستمى كه به آنها شده از حق ، يارى خواستند ( سوره شعرا ، 224 - 227 ) .