« انا جعلنا في اعناقهم اغلالًا فهي الي الاذقان فهم مقمحون » . هر دو آيه در معنى مشتركند ولى در الفاظ متفاوت بيان شده است .
در اينجا قرآن ، باز هم بر مىگردد به مطلب قبلى . يعنى پس از اين كه مىگويد : قرآن شعر نيست ، حكمت است ، بيداركننده فكر است ، اما براى كسى كه زنده باشد ، نه براى كسى كه صفات رذيله او را كشته است .
در اينجا قرآن دو مرتبه به ذكر بعض نعمتها مىپردازد :
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنا لَهُم مِّمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَآ أنْعاماً فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ ( 71 ) « آيا اين انسانها نمىبينند ، كه برايشان خلق كرديم به دست قدرت خويش ، چهارپايان را تا آنها مالك شوند ؟ »
تذكر بعض نعمتها
هر كجا در قرآن « يد » و « ايدينا » به كار رفته است به معناى قدرت است « 1 » ، مثل « يدالله فوق ايديهم » كه معنا مىشود : قدرت خدا بالاترين قدرتهاست . در اينجا هم « ايدينا انعاماً » يعنى به دست قدرت خويش براى اينها ، شتر ، اسب ، گاو و گوسفند آفريديم « فهم لها مالكون » مالكشان هم كرديم ، يعنى مثل آهو نبودند كه رام نشوند . آنها را رامشان كرديم كه انسان مالك آنها باشد . آيا اين را نديدند كه خلق كرديم برايشان با قدرتمان انعامى را ( « انعام » جمع « نعم » است ، يعنى شتر ، گاو ، گوسفند و . . . ) تا آنها مالك شوند .
وَ ذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَ مِنْها يَأكُلُونَ ( 72 ) « و آن حيوانات را مطيع و رام آنها ساختيم تا هم بر آن سوار شوند و هم از آن غذا تناول كنند »
هامش
( 1 ) - يد در لغت به معناى دست است اما از آنجا كه خدا دست ندارد و جسم نيست و دست ابزار اعمال قدرت در انسانهاست هر كجا دست به خدا نسبت داده شود بايد حقيقت ماديتش را برداشت تا معنى درست شود ، لذا « يد » در اينجا به معنى قدرت است .