تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
است و اين كه مىبينيد در قرآن در اين مورد خيلى تأكيد شده و مكرر مىفرمايد : « لعلكم تشكرون » و « افلا يشكرون » به خاطر همين است كه انسان را مثبت بار آورد . لذا هنوز قضيه معاد تمام نشده اين آيات را مطرح مىفرمايد : وَ لَوْ نَشَآءُ لَطَمَسْنَا عَلَي أَعِيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّراطً فَأَنَّي يُبْصِرُونَ ( 66 ) « و اگر ما بخواهيم ديدگانشان را ( به گمراهى ) محو و نابينا كنيم تا چون به راه سبقت گيرند كجا ( با كورى و گمراهى ) بصيرت يابند » « لطمسنا » را از دو بعد معنى كنيم : 1 - چشم‌دارى ، اما صبح كه از خواب بلندى مىشوى ، مىبينى كور شده‌اى ، چه بسيار افرادى را داريم كه سال پيش چشم داشته‌اند اما امسال كور شده‌اند . 2 - اينكه افراد بسيارى را ديديم كه اينها چشم معنوى داشتند . اما ناگهان كور شدند ، آن هم چه كورى ، مفاتيح‌الجنان مرحوم محدث قمى ( عليه الرحمه ) زير بغلش ، شب و روز عبادت و نمازشب و خدمت به مردم ، ناگهان از نوشتن افسانه هزار و يك شب سر در مىآورد . استاد بزرگوار ما رهبر عظيم‌الشأن انقلاب در كشف الاسرار مىفرمايند كه : كسروى دو قسمت عمرداشت نصف عمرش را واعظى بود در تبريز . با اينكه سواد چندانى هم نداشت ، اما منبرى خوبى بود . نصف ديگر عمرش هم به جايى رسيد كه منكر همه پيامبران شد و خودش را پيامبر دانست . به جايى رسيد كه كتاب شيعىگرى نوشت و با كمال وقاحت در جاهاى متعدد به مقدسات اسلام توهين كرد . انسان يك وقت چنين مىشود ، مگر اين كه خدا او را نگه دارد ، تا كور نشود . گاهى يك نفر كه انقلابى به تمام معنا هم هست ، با يكى دو سه جلسه ، مىبينى آنچنان سقوط مىكند كه هيچ‌چيز برايش نمىماند . « لطمسنا » را هم مىتوان دو گونه معنا كرد . يكى اين كه كورشان كنيم ، يعنى نعمت چشم و بينايى را از آنها بگيريم و ديگر يعنى كور معنوىشان كنيم . چرا شكر نمىكنى ؟ بعلاوه چرا ناسپاسى مىكنى ؟ چشم‌دارى ، هم چشم دل و هم چشم ظاهر . شكر كن آنطور كه شايسته است . « ولو نشاء لطمسنا علي اعينهم » نابود
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 293 | الشيخ حسين المظاهري