« وَ اذْ اخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهورِهِمْ ذُرِيَّتَهُمْ وَ اشْهَدَهُمْ عَلي انْفُسِهِمْ الَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالوا بَلي شَهِدْنا انْ تَقُولوُا يَوْمَ القِيامَةِ انّا كُنّا عَنل هذا غافِلينَ »
« 1 » از ذريه آدم ، از اين انسان ، عهد گرفتيم و به او گفتيم « الست بربكم » آيا من پروردگار شما نيستم ؟ اين گرفتن پيمان در عالم ذر بوده است . حالا عالم ذر كجاست ؟ كى بوده ؟ چيست ؟ اين بحث مفصلى مىخواهد كه اينجا درصددش نيستيم اما بسيارى از بزرگان مثل شيخالرئيس قائلند كه روح قبل از بدن بوده است « الارواح جنود مجنده » ارواح تمام انسانها قبل از ابدانشان بوده است .
عالم ذر از نظر بزرگان ما
شيخالرئيس در شعر « هماميه » اش روح را در بدن ، به مرغى در قفس تعبير كرده و مىگويد عالم ذر چنين است ، يعنى از ارواح همه انسانها بيعت گرفته شده است . همهشان گفتهاند : بله . ولى وقتى در اين دنيا آمدهاند ، تقليد ، همه چيز را از يادشان برده است . تقليد آباء و اجدادى ، حزبى ، گروهى و محيطى سبب شده است كه اينها آن « الست بربكم » را فراموش كنند .
مرحوم « صدرالمتألهين » عليهالرحمه قبول ندارد كه روح قبل از بدن باشد ، او مىگويد روح « جسمانيه الحدوث و روحانيه البقاء » است و مراد از عالم ذر يعنى يك مرتبهاى از علم خدا كه به آن عالم تقدير مىگويند .
مسلم است قبل از خلقت اين كره و قبل از عالم هستى ، عالم هستى در علم خدا موجود بوده است . مىگويند ، آنجا در مرتبه علم خدا عالم ذر معاهده شده است و همهشان گفتهاند : بله .
استاد بزرگوار ما ، علامه طباطبايى ( رحمه الله عليه ) عالم ذر را آن بعد معنوى و جنبه يد ربى انسان مىدانند .
در اين مورد بد نيست توضيح كوتاهى بدهم . انسان با خدا رابطه دارد . به خودش
هامش
( 1 ) - سوره اعراف ، آيه 172 ترجمه : و ( اى رسول ما به يادآر و خلق را متذكر ساز ) هنگامى كه خداى تو از پشت فرزندان آدم ذريه آنها را برگرفت و آنها را بر خود گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ همه گفتند بلى ما به خدايى تو گواهى مىدهيم . كه ديگر در روز قيامت نگوئيد ، از اين واقعه غافل بوديم .