كه نظر كنيم ، يك چيزى و اگر با نظر او به خالق برسيم چيز ديگرى است . با اين كه خيلى اين مثال ناقص است اما براى تقريب به ذهن بد نيست .
ببينيد . شما يك وقت به يك چراغ برق نگاه مىكنيد ، اما توجه داريد كه جريان اين برق به كارخانه وابسته است . در اين نظر ، استقلالى براى اين لامپ نمىبينيد ، هر چه مىبينيد از مركزى مىدانيد كه اين نيرو را ايجاد كرده ، چون آن نيرو هست ، آن لامپ روشن است و اگر آن نباشد ، اين هيچ است .
گاهى هم اين طور نيست ، شما اين لامپ را در نظر داريد كه الآن روشن است و اطاق را روشن مىكند . خوب نظرها با هم فرق مىكنند . يكى نظر به لامپ است كه معلول و وابسته است و ديگرى به دنبال علت و مولد برق است .
در انسان و عالم هستى نيز چنين است ، يك نظر روى جنبهء يد ربى است ، در اين نظر وقتى انسان نگاه كند ، به قول قرآن همه چيز فانى است جز خدا و از همين جنبه هست كه عالم هستى تسبيح خدا را مىكند . چرا كه نظر به علت كل عالم هست و بقيه همه وابسته به او ، كه هيچ استقلالى ندارند .
« لا الهَ الّا هُوَ كُلُّ شِيٍ هالِكٌ الّا وَجْهَهُ »
« 1 »
« يُسَبِّحُلِلّهِ ما فِي السَّمواتِ وَ ما فِي الارْضِ وَ هُوَ العَزيزُ الحَكِيمُ »
« 2 »
« يُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِي السَّمواتِ وَ ما فِي الارْضِ لَهُ المُلْكُ وَ لَهُ الحَمْدُ »
« 3 » يك نظر هم به عالم هستى است ، اين ميز ، عينك ، كتاب و انسان ، اين جنبه يد خلقى است ، يعنى نگاه و نظر به خويش .
استاد بزرگوار ما علامه طباطبايى عليهالرحمه مىگويد : مراد از عالم ذر آن جنبه يد ربى است كه يك دفعه هم موجود مىشود .
« وَ ما امْرُنا الّا واحِدَهٌ كَلَمْحِ البَصَرِ »
« 4 »
هامش
( 1 ) - سوره قصص ، آيه 88 ترجمه : هيچ معبودى جز ذات پاك او نيست ، هر چيزى هلاك و نابود شدنى است مگر او .
( 2 ) - سوره حشر ، آيه 24 ترجمه : هر چه در آسمانها و زمين است تسبيح خداوند مىكند و اوست يكتا خداى مقتدر حكيم .
( 3 ) - سوره تغابن ، آيه 1 ترجمه : هر چه در آسمانها و زمين است تسبيح خداوند مىكند . پادشاهى و سپاس فقط براى اوست .
( 4 ) - سوره قمر ، آيه 50 ترجمه : فرمان ما در عالم يكى است ( و در سرعت ) مانند چشم به هم زدنى انجام گيرد .