« 1 » بشارت باد ، بشارت دنيا و آخرت . سعادت دنيا و آخرت براى آن كسانى است كه عقل و تفكر خود را به كار مىاندازند ، خوب را از بد تشخيص مىدهند ، چشم و گوش بسته ، تابع كسى و چيزى نمىشوند . « 2 » پس « الم اعهد » يعنى در روز قيامت خطاب مىشود كه مگر ما معاهده نكرديم ؟ مگر فطرت تو نمىگفت متابعت محض ، تنها در مقابل خداست ؟ « اعبدوني هذا صراط مستقيم » روح تعبد بايد فقط در مقابل من باشد ، تو چرا شيطانپرست شدى و چشم و گوش بسته در اختيار شيطان قرار گرفتى ؟
هامش
( 1 ) - سوره زمر ، آيه 18 ترجمه : ( اى رسول ) تو هم آن بندگان را به لطف و رحمت من بشارت ده آن بندگانى كه چون سخن بشنوند نيكوتر عمل كنند آنان هستند كه خدا آنها را به لطف خاص خود هدايت فرموده و هم آنان به حقيقت ، خردمندان عالمند .
( 2 ) - عَنْ ابى عَبدالله ( ع ) اياكَ ان تَنْصَب رَجُلًا دُونَ الحُجَة فَتَصَدَّقَهُ فى كُلِّ ما قالَ حضرت امام صادق ( ع ) فرمودند : بر حذر مىدارم تو را از اين كه بدون دليل شخصى را در مقابل قرار دهى و هر چه گفت تصديقش كنى ( معانىالاخبار ، صدوق ره ، ص 169 ) . در مكتب روحبخش اسلام هرگز انسان حق ندارد بدون دليل تقليد از ديگران كند . آيات فراوانى در قرآنكريم از امم گذشته مذمت مىكند چرا كه به تقليد از پدران بىخردشان بتپرستى را پيشه خود كردند ازجمله : در سوره مباركه بقره آيه 170 . « و چون كفار را گويند پيروى از شريعت و كتابى كه خدا فرستاده كنيد پاسخ دهند كه ما پيروى از كيش پدران خود خواهيم كرد و هرگز به حق و راستى راه نيافتهاند » در سوره مباركه مائده آيه 104 « و چون به آنها گفته شد بيائيد از حكم كتابى كه خدا فرستاده و از دستور رسول او پيروى كنيد گفتند آن دينى كه پدران خود را بر آن يافتيم ما را كفايت است . آيا بايد از پدران خود در صورتى كه آنها مردم جاهلى بوده و به حق راه نيافته باشند باز پيروى كنند »
در سوره مباركه انبياء آيه 54 هنگامى كه حضرت ابراهيم به عمو و قومش گفت اين مجسمههاى بىروح و بتهاى بىاثر چيست كه شما مىپرستيد در پاسخ گفتند : ما پدران خود را بر پرستش آن بتان يافتهايم . ابراهيم گفت البته شما و پدرانتان همه سخت در گمراهى بوده و هستيد . در سوره مباركه شعراءآيات 76 - 72 ، شبيه همين صحبت حضرت ابراهيم ( ع ) با قومشان را بيان فرموده است . در سوره مباركه صافات ، 70 ، 69 بعد از اين كه ستمكاران را وعده عذاب داده مىفرمايد « انهم الفوا بائهم ضالين فهم على آثارهم يهرعون » آنها پدرانشان را در گمراهى يافتند و باز از پى آنها شتابان رفتند . نتيجه : قرآن شريف با ظرافت خاص تقليد كوركورانه را محكوم فرموده و به عنوان يكى از رمزهاى عدم موفقيت انبياء الهى در برخورد با اقوام مختلف گوشزد فرموده و هرگز به عنوان عذرى پذيرفته نمىداند . واقعيت هم همين است . بايد هر كس براى فرداى قيامت خود حجتى تمام داشته باشد .