چنين كسى حورالعين دارد قصر دارد مرتبه اول را دارد و امام حسين ( ع ) را هم دارد .
افرادى هم در بهشت هستند كه ، حورالعين ، قصور و باغ دارند ، اما ديگر نمىشود كه با امام حسين ( ع ) هم نشست و برخاست كنند . ديگر نمىشود براى اينها هم از طرف خداوند نامه بيايد . مِنَ الحَى الَّذى لا يمُوتُ الَى الحَى الَّذى لا يمُوتُ « 1 » اما خواص با اينكه هم حور دارند و هم قصر و هم باغ ، آنچنان از وصال معشوق غرق در لذتند كه اصلًا توجهى به حور و غلمان و « جنات تجرى من تحتها الانهار » ندارند مقامشان خيلى بالاتر است . آنان در خلوت عشق غنودهاند و لذت صحبت عاشق با معشوق و معشوق با عاشق را لمس نمودهاند . اين لذتها غير از لذت خوردن و آشاميدن است . در همين دنيا افرادى كه مقيد به نماز شب و رابطه با خدا باشند ، مقامشان به جايى مىرسد كه امام صادق ( ع ) مىفرمايد :
« الرّكْعَتانِ في جَوْفِ اللَّيْلِ احَبُّ الَيَّ مِنْ خَيْرِ الدُّنْيا وَ ما فيها » دو ركعت نماز در دل شب براى من از دنيا و آنچه در دنياست بهتر است .
بهشتيان در بهشت
هُمْ وَ أَزْوَجُهُم فِي ظِلَلٍ عَلَي الأَرَائِكِ مُتَّكِئُونَ ( 56 ) « آنها با زنانشان در سايه ( درختان بهشت ) بر تختهاى ( عزت ) تكيه كردهاند »
ازواج در اينجا ظاهراً به معناى دوستان و رفقا است ، چنانچه در سوره « واقعه » هم مىخوانيم ، كه يكى از لذتهاى بهشتيان ، همنشينى با يكديگر است و اين همنشينىها برايشان خيلى لذتبخش است . دور هم نمىنشينند غيبت كنند و به يكديگر حرف مزخرف و نيشدار بزنند « الا ، سلاماً سلاما » جز تحيت به يكديگر نگويند و نشست و برخاستشان همه شادى و لذت است . لذا ازواج هم شامل حورالعين مىشود و هم شامل رفقا و دوستان . « هم و ازواجهم في ظلال » يعنى اين بهشتىها با حورالعينها و با دوستان و رفقايشان در سايهها نشستهاند .
ظلال دو معنى دارد :
هامش
( 1 ) - از زندهاى كه نمىميرد به زندهاى كه نخواهد مرد .