ولى چگونه ممكن است ؟ نمىدانم . اصلًا ، آنجا جاى خستگى و سيرشدن و گرسنه شدن نيست . عالم ، عالم ديگرى است ما فقط يك دورنمايى از آن داريم .
وَ يَقُولُونَ مَتَي هَذَا الوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقينَ ( 48 ) كفار ( از روى مسخره و استهزاء ) گويند : اگر راست مىگوئيد اين وعده ( قيامت ، بهشت و دوزخ ) كى خواهد بود ؟
قرآن و مسخرهكنندگان قيامت
مسخره كردن دو قسم است :
الف ) مسخره از نظر گفتار ، مثل اينكه كفار به مسلمانها مىگفتند اين قيامتى كه مىگوييد چه موقع است ؟ اگر راست مىگويند چرا نمىآيد ؟
ب ) مسخره كردن عملى ، يعنى با عمل خود همه چيز را به مسخره بگيرد و اين به مراتب بدتر از مسخره زبانى است .
« يا حَسْرَه عَلَي العِبادِ ما يَأتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ الّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزؤنَ »
« 1 » پيامبر مىآيد با كتابى آسمانى چون قرآن و بيست و سه سال زحمت مىكشد ، ائمه طاهرين ( ع ) مىآيندو اين همه خون جگر مىخورند . آن وقت اين آقا مىگويد من شيعهام اما وقتى كه حساب كارش را مىكنيد مىبينيد همه را به مسخره گرفته . فقط از نظر لفظ و ادعا شيعه است . اما در عمل ربا مىخورد . گرانفروشى مىكند . احتكار مىكند و مردم را در تنگنا مىگذارد كه بدبينى به اسلام و انقلاب درست كند . نماز نمىخواند ، يا بد مىخواند . روزه نمىگيرد ، يا اگر بگيرد روزهاى دست و پا شكسته ! وقتى به گناه مىرسد يك آدم لاابالى است و . . . بعد هم مىگويد من شيعهام . مشهور است به يك نفر گفتند : نماز مىخونى ؟ !
هامش
( 1 ) - سوره يس ، آيه 30 « اى تأسف بر اين بندگان كه هيچ رسولى ( براى هدايت آنها ) نيامد ، جز آنكه او را به تمسخر و استهزاء گرفتند »