كارى انجام دهم . خطاب مىشود كه ديگر برگشتى نيست « 1 » .
در روايتى علىبنابراهيم در كتاب تفسيرش آورده از امام صادق ( ع ) كه مدتها كسى جز خداوند در اين عالم هستى نيست . در همان زمان خطاب مىكند :
« لِمَنِ المُلْكُ اليَومْ ؟ » بعد خود خداوند جواب مىدهد :
« للّه الواحِدِ القَهّارِ » « 2 » اين رياستها ، فيس و افادهها ، منممنمها ، خودمحورىها كجاست ؟ كجاست تا عرض اندام كند ؟ خود خداوند جواب خودش را مىدهد ، مىفرمايد : ملك ، ملكوت و سلطنت ، مختص به ذات خداست .
حقيقت عالم معني
از نظر قرآن و روايات اهلبيت عليهمالسلام نفخ در صور ، چنين است كه مردن عالم هستى و حيات مجدد به اذن خدا و به واسطه اسرافيل صورت مىپذيرد . اما
هامش
( 1 ) - اگر كمى توجه كنيد و مىبيند موقع بيدارى ، يكى موقع مرگ و ورود به عالم برزخ است و يكى هم خروج از عالم برزخ و ورود به عالم قيامت است .
( 2 ) - فى تفسير علىبنابراهيم حَدَّثَنى ابْى عَن ابْنِ ابى عُمَيرٍ عن عُبَيدبن زُرارَة قالَ : سَمِعْتُ ابا عَبْدِالله صَلَواتُ الله عَلَيهِ يقُولُ : اذا امات الله اهْلَ الارْضِ لَبثَ كَمِثْلِ ما خَلَقَ الله الخَلْقَ وَ مِثْل ما اماتَهُمْ وَ اضْعافُ ذلِكَ : ثُمَّ اماتَ اهْلِ سَماءِ الدُّنْيا ثُمَّ لَبِثَ مِثْلَ ما خَلَقَ الله الخَلْقَ وَ مِثْلَ ذلِكَ كُلِّهِ وَ اضْعافُ ذلِكَ ثُمَّ يقُولُ الله عَزَّوَجَلَّ : « لِمَنِ المُلْكُ اليوم » ؟ فَيرُدُّ عَلى نَفْسِهِ « لِلّهِ الواحِدِ القَهار » اينَ الجَبّارُونَ ؟ وَ اينَ المُتَكَبِّروُنَ ؟ وَ اينَ الَّذينَ ادَّعوُا مَعى الهاً آخر و نَحْوِهِم ؟ ثُمَّ يبْعَثُ الخَلْقَ ( تفسير علىبنابراهيم 585 - 584 ) در تفسير علىبنابراهيم از عبيد پسر زراره نقل مىكند كه گفت : شنيدم امام صادق صلواتالله عليه مىفرمودند : وقتى خداى تعالى اهل زمين را مىميراند ، به اندازه زمانى كه از خلقت خلق گذشته طول مىكشد و مثل آن اندازه كه آنان مردهاند و چند برابر آن ، سپس اهل آسمان دنيا را مىميرند . مقدارى مىگذرد ، به اندازهاى آنچه كه خدا خلق را آفريده ( بلكه ) چند برابر . پس خداى تعالى فرمايد : امروز ملك وسلطنت از آن كيست ؟ و خود جواب مىدهد كه براى خداى يگانه قاهر منتقم است . ستمگران كجايند ؟ تكبركنندگان كجايند ؟ و كجا هستند كسانى كه با من خود را پروردگار ديگر مىدانستند و مثل اينها سپس خلق را بر مىانگيزد .