گفت : طاقت نماز خواندن ندارم ، اما مسلمانم !
روزه مىگيرى ؟ !
گفت : طاقت روزه گرفتن ندارم ، اما مسلمانم !
- دزدى مىكنى ؟ !
گفت : اين كه فراوان ، اما مسلمانم !
- ياغىگرى چطور ؟ !
فراوان ، اما مسلمان هم هستم !
خير ، اين نه تنها مسلمانى نيست بلكه مسخره كردن اسلام است ، اين همان مسخره كردن عملى است . آن يكى با زبانش مىگفت كه قيامتى در كار نيست و اين يكى با عملش دين را مسخره مىكند .
فرياد اسرافيل
در پاسخ آنها كه مىپرسند قيامت كى مىآيد ؟ مىفرمايد :
مَا يَنظُروُنَ إِلَّا صَيْحَه وَحِدَه تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخصِّمُونَ ( 49 ) « اين منكران قيامت انتظار نكشند ، جز يك صيحه اسرافيل حق كه ( به مرگ ) همه آنها را فرا گيرد در حالى كه ( در كار دنيا ) با هم به بحث و جدل مشغولند »
« ما ينظرون » انتظارش را نمىكشيد ، قيامت يك ندايى است ، يك صيحه است ، نفخ در صور است ، يك فرياد است . ناگهان شما را مىگيرد . به محض اين كه اسرافيل مىگويد بمير ! عالم هستى يك دفعه مىميرد . در حالى كه در بازارى ، يا نشستهاى و دارى مباحثه و مجادله مىكنى ، يا در مغازه مشغول چانهزدن بر سر قيمت يك جنس هستى و . . . ناگهان قيامت مىرسد ، « تأخذهم و هم يخصّمون » اين صيحه واحده يعنى نفخ صور ، مىگيرد اينها را در حالى كه دارند با هم مجادله مىكنند .
فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَه وَ لَآ إِلَي أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ( 50 ) « ( در آن لحظه مرگ ) نه توانايى سفارشى دارند و نه اهلبيت خود ، رجوع توانند كرد . »