وقتى كه نفخ صور آمد ديگر اينها مهلت ندارند وصيت هم بكنند ، كه حالا اين مغازه به دست چه كسى مىافتد ؟ چطور مىشود ؟ اين همه كارها را كه مانده است چه كسى انجام مىدهد ؟ خير اصلًا فرصت اين چيزها نيست . قدرت برگشتن به خانه را هم ندارند . اگر در كوچه است همان جا مىميرد . اگر در مغازه يا مدرسه يا خانه و يا هر كجاى ديگر كه باشد به محض رسيدن مرگ ناگهان مىميرد .
اين نفخ صور اول است كه در چند جاى قرآن از آن ياد شده است .
نفخ صور دوم و ورود به عرصه محشر
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الأَجْداثِ إِلَي رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ ( 51 ) « و ( چون ) در صور دميده شود بناگاه همه از قبرها به سوى خداى خود به سرعت مىشتابند »
در صور دميده مىشود يعنى خداوند اسرافيل را زنده مىكند و به او مىگويد : مردم را زنده كن . او نفخ در صور مىكند . مىگويد : عالم هستى ! زنده شو . عالم هستى زنده مىشود . وقتى زنده شد ، اينها از اجداثشان بر مىخيزند .
« اجداث » جمع « جدث » است . مفسرين مىگويند يعنى از قبرهايشان بر مىخيزند . البته قبر خصوصيتى ندارد . مىتوان گفت از جايگاه يا خوابگاهشان بر مىخيزند . همانطور كه بعد هم اجداث برداشته شده و به جاى آن مرقد آمده است .
يعنى هر كس هر كجا بوده . يكى كسى اصلًا قبر نداشته ، در دريا و يا فضا متلاشى شده و يا در قبر بوده و پوسيده و متفرق شده است . خلاصه هر كسى از جايش ، از خوابگاهش بلند مىشود « فاذا هم من الاجداث الي ربهم ينسلون » ناگهان از جايگاهشان به سوى پروردگارشان مىروند .
قَالُوا يَاوَيْلَنَا مَنْ بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَ صَدَقَ المُرْسَلُونَ ( 52 )
« و ( از حسرت و پشيمانى ) گويند اى واى بر ما كه ما را از خوابگاه مرگ برانگيخت . اين همان وعده خداى مهربان است و رسولان ( كه از اين روز سخت خبر دادند ) همه راست گفتند »