تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
رَبِّهِ
« 1 » اين آيه مىخواهد همين را به ما بفهماند . زليخا به يوسف تمايل پيدا كرد . يوسف هم ولو عالم و عاقل بود ، تربيت داشت ، با قانون هم آشنا بود ، بلكه خودش مقنن بود ، اما بالطبع او هم به زليخا تمايل داشت ، اگر برهان خدا نبود ، يعنى اگر عصمت يوسف ( ع ) كه مرتبه‌اى از ايمان است نبود ، او هم مىرفت . اين موضوع به ما مىفهماند كه هيچ چيز نمىتواند انسان را كنترل كند ، جز ايمان و يقين به مبدأ و معاد . بعد مىفرمايد : پس از اين كه زليخا رسوا شد ، جلسه‌اى گرفت و زنهاى اشراف را به آنجا دعوت كرد . وقتى يوسف ( ع ) وارد جلسه شد اينها همه از خود بىخود شدند . آبرويشان را دادند ، صداى يوسف يوسفشان بلند شد . بس كه از خود بىخود شده بودند ، دست خود را بريدند و وضعى به وجود آمد كه هر كس يوسف را صدا مىكرد و . . . يوسف ( ع ) هم مىگفت :
« قالَ رَبِّ السِّجْنُ احَبُّ الَيَّ مِمّا يَدْعُونَنىِ الَيْهِ وَالّا تَصْرِفْ عَنّي كَيْدَهُنَّ اًصبُ الَيْهِنَّ وَ اكُنْ مِنَ الجاهِلَينَ
« 2 » » خدايا زندان براى من از اين جلسه خيلى بهتر است . مىخواهم به زندان بروم ، اما نمىخواهم اينها مرا صدا كنند ، من نياز به عاشق ندارم . زندان را مىتوانم تحمل كنم ، اما اين صحنه‌ها را نمىخواهم ببينم . « و الا تصرف عني كيدهن اصب اليهن واكن من الجاهلين » خدايا دست عنايت تو بايد روى سرم باشد و گرنه خطر انحراف ، مرا هم تهديد مىكند . اين آيه هم به ما مىگويد : چيزى و كسى نمىتواند انسان را كنترل كند ، جز عقيده و باور او . تنها وقتى عقيده ، حضور خداوند را درك كند و دل ، معاد را باور داشته باشد ، كنترل اين اسب سركش ممكن خواهد بود . غزالى در احياءالعلوم مىنويسد : دو جوان از مدينه به مكه رفتند ، وسط راه يكى از
هامش
( 1 ) - سوره يوسف ، آيه 24 « آن زن از فرط ميل با آنكه از يوسف جواب رد و امتناع شنيد باز در وصل او اصرار و اهتمام كرد و اگر لطف خاص خدا و برهان روشن حق ، نگهبان يوسف نبود او هم به ميل طبيعى اهتمام مىكرد » ( 2 ) - سوره يوسف ، آيه 33 . ترجمه : « يوسف عرض كرد پروردگارا زندان را بيشتر مايلم از آنچه اينان مرا با آن دعوت مىكند ، اگر مكر آنان را از من دور نسازى به آنها تمايل يافته و از نادانان مىشوم »
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 232 | الشيخ حسين المظاهري