وجود خدا گفتيم كه برهان فطرت به ما مىگويد كه خدا هست و اگر كسى فطرتش بيدار باشد ، خدا را مىيابد ، نظير آدم تشنهاى كه تشنگى را در مىيابد .
اثبات معاد
همه مىدانيم بچه در شكم مادر ، چشم ، گوش ، دست و پا و معده دارد در حالى كه اين اعضاء در شكم مادر به دردش نمىخورد . اين هيئت كودك به او مىگويد : تو براى دنياى ديگرى خلق شدهاى ، نه براى شكم مادر . وقتى وارد دنيا مىشود ، در دنيا هم چيزهايى دارد كه به او مىگويد ، تو فقط براى اين دنيا خلق نشدهاى .
انسان در اين دنيا دلش مىخواهد نوش بدون نيش داشته باشد . يعنى مىخواهد زندگى 100 % خوشى داشته باشد . يك زندگى كه توأم با ناملايمات نباشد . اما در اين دنيا نمىشود . اين دنيا هر نوشش ، نيشها دارد .
انسان ، ابديت مىخواهد لذا از مرگ فرار مىكند ولو دنيا برايش مرگ تدريجى باشد ، معالوصف حب به بقاء چيزى است كه همه آن حالت را درك مىكنند ، گذشته از اينكه انسان مىخواهد هميشه باشد و مايل است يك زندگى مرفه هم داشته باشد .
دلش مىخواهد كه مانعى بر سر راهش نباشد ، يعنى غرائز و تمايلاتش 100 % ارضاء شود ، اما در دنيا امكان ندارد .
انسان اجتماعى است و اگر بخواهد در اين دنيا زندگى كند ، بايد خيلى از تمايلاتش را فداى اجتماع كند و الا نمىتواند زندگى كند . انسان مىخواهد عقلش كامل شود . مىخواهد هم اسرار جهان را بداند ، ولى در اين دنيا ميسر نيست . انسان مىخواهد تمام معنويتش كاملًاارضاء گردد اما در اين جهان ممكن نيست .
در اين جهان اصلًا لذت نيست . زيرا هر چه هست دفع الم است . يعنى شما گرسنه مىشويد كه اين خود دردى است ، غذا مىخوريد سير مىشويد . تشنگى خود يك نوع گرسنگى است ، يك درد است ، آب مىخوريد سيراب مىشويد . اين دفع الم است . انسان اين را نمىخواهد ، لذت مىخواهد ، اما مىبينيم در اين دنيا كه عالم ماده و تزاحم است ، تمايلاتى كه انسان دارد برآورده نمىشود ، پس پىمىبريم كه انسان براى جاى ديگرى خلق شده است ، براى آنجا كه نيش ندارد و همهاش نوش است ، الم ندارد و همهاش لذت است ، لذتى كه به انسانيتش مىخورد و آنجا كه مىتواند همه
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 235
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٢٣٥