وجود خدا در ذهنها و عقلها يك چيز مفروغ عنه است . همه حرف قرآن اين است كه انسان بت را نپرستد . با توجه به اين كه بتها هم با هم فرق دارند ، گاهى بتى است كه با دست خود مىتراشند و گاه بت هوى و هوس ، لجاجت ، خودبينى ، خودمحورى ، تكبر و حسادت است . به قول قرآن كه در همين سوره مباركه مىفرمايد ، بت شيطان هم هست و قرآن براى شكستن بتهاست .
علامه طباطبايى عليهالرحمه مدعى هستند كه همه آيات قرآن براى شكستن بت است ، مىخواهد بگويد بت را بشكن ، چه بت درونى و چه بت بيرونى ، هر دو را بشكن .
« افَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَهُ هَواهُ وَ اضَلَّهُ اللهُ عَلي عِلمٍ وَ خَتَمَ عَلي سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلي بَصَرَهِ غِشاوَهً فَمَنْ يَهْديهِ مِنْ بَعْدِ اللهِ افَلا تَذَكَّروُنَ
« 1 » »
اى پيامبر عدهاى را نمىبينى كه هوى و هوس را مىپرستند و آگاهانه گمراهى را انتخاب مىكنند ؟
« الَمْ اعْهَدْ الَيْكُمْ يا بَني آدَمَ انْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطان انَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ وَ انِ اعبُدُوني هذا صِراطٌ مُسْتَقيمٌ
« 2 » »
اى انسان مگر با تو از اول معاهده نيستم كه شيطانپرست نباشى ؟ مگر از ازل با تو عهد نيستيم كه فقط عبادت مرا بكنى نه عبادت شيطان را . و در راه مستقيم باشى ؟ بين عوام مردم اصل وجود خداوند مفروغ عنه گرفته شده است و كسى در اين عالم هستى نيست كه قائل به وجود خدا نباشد . چنانچه از پيامبر خدا ( صلواتالله عليه و آله و سلم ) نقل شده كه فرمودند :
لا تَسُبُّ الدَّهْرَ فَانّ الله هُو الدَّهر « 3 »
به دهريون فحش ندهيد ، زيرا خدا يعنى دهر - منظور اين است كه وقتى با دهريون ( كمونيستها و كسانى كه ملحد
هامش
( 1 ) - سوره جاثيه ، آيه 23 « ( اى رسول ما ) آيا نديدى آنكه هواى نفسش را خداى ( معبود ) خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه ساخته و مهر بر گوش و دل او نهاده و بر چشم وى پرده ظلمت كشيده ، پس او را بعد از خدا چه كسى هدايت خواهد كرد ؟ آيا متذكر ( اين معنى ) نمىشويد ؟ »
( 2 ) - سوره يس ، آيه 60 و 61 .
( 3 ) - نوادرراوندى ، ج 5 ، ص 4 .