هستند ) هم صحبت كنيم سرانجام به جايى مىرسند كه بايد يك مبدأ و علتالعللى باشد كه آن الله تعالى است . ما مىگوئيم « خدا » و كمونيستها اسمش را به غلط « ماده » مىگذارند اما چيزى كه قبلًا هم گفته شد و تكرار آن هم بجاست اينكه برهان فطرت چنانچه بر اصل وجود خدا دلالت دارد ، بر توحيد و اوصاف خداوندى چون سميع ، بصير ، رئوف ، عادل و عالم بودن او هم دلالت مىكند ، چه هنگامى كه انسان در بنبستها گير كند ، فرياد خدا خدايش بلند مىشود و در اين وقت توجهش فقط به يك خداست كه او را شنوا مىداند ، چون صدايش مىزند . او را رحيم مىداند ، لذا به او التماس مىكند . او را عادل مىداند ، به همين جهت از او احقاق حق مىخواهد و همچنين او را قادر بر نجات خود مىداند و . . .
برهان نظم هم چون برهان فطرت دو كار انجام مىدهد :
الف ) وجود خدا را اثبات مىكند به اين صورت كه اين نظم عالم منظمى مىخواهد و بالاخره بايد نظمدهندهاى باشد .
ب ) انسان يقين مىكند كه خالق و منظم اين دستگاه حكيم ، مدبر ، عالم و قادر هم هست كه اين عالم را با چنين نظم دقيقى آفريده است .
هشامابنالحكم يكى از شاگردان خاص امام صادق ( ع ) بود و امام ( ع ) او را خيلى دوست داشتند . او جوانى فعال ، زرنگ و عالم بود و خوب مىتوانست استدلال كند ، لذا زبان امام صادق ( ع ) هم بود و براى امامت خيلى كار كرده است . مرحوم مجلسى ذيل آيه :
« يا ايُهَا الّذيِنَ آمَنُوا اذا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي المَجالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللهُ لَكُمْ وَ اذا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللهُ الَّذينَ آمنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ اوتُوا الْعِلمَ دَرَجاتٍ وَ اللهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرٌ
« 1 » »
روايتى را نقل مىكند كه روزى در مجلس امام صادق ( ع ) بزرگان
هامش
( 1 ) - سوره مجادله آيه 11 « اى اهل ايمان هرگاه شما را گفتند كه در مجالس خود جاى را بر يكديگر فراخ داريد امر خدا را بشنويد و براى نشستن مكان بالاتر و نزديكتر به پيامبر ، تنازع و تزاحم مىكند ) تا خدا بر توسعه ( مكان و منزلت ) شما بيفزايد و هرگاه گفتند كه از جاى خود ( براى توسعه مجلس يا كار خير ديگرى ) برخيزد ، باز هم حكم خدا را اطاعت كنيد كه مقام اهل ايمان و دانشمندان عالم ( در دو جهان ) رفيع مىگرداند و خدا به هر چه ( از نيك و بد ) كنيد ، آگاهست »