اين حد به هم اتصال دارد . اينها چيزهايى نيست كه من ادعا كنم ، اين چيزها مانند « دو دو تا چهارتا » است .
اگر اين حركتهاى دقيق زمين به دور مدارى مشخص و با فواصلى معين نبود نظم عالمى هستى به هم مىخورد ، چون جاذبه و دافعه كرات نسبت به يكديگر و گسسته نبودن رابطه آنها از هم ، قابل ترديد نيست . كرهزمين خود جزئى از منظومه شمسى و منظومه شمسى جزئى از كل حركت اجرام كيهانى است كه با اختلال در يكى از آنها همه از هم مىپاشند و ناگهان همان وضعى پيش مىآيد كه خداوند در قرآن مىفرمايد :
« اذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ اذْا النُّجُومُ انكَدَرَتْ »
« 1 » قوه جاذبه را از خورشيد مىگيريم ، وقتى كه قوه جاذبه آن را گرفتيم ، عالم ماده به هوا پرتاب مىشود . مىبيند كه در بعضى از سورههاى آخر قرآن شريف توجه به اين امر داده شده است ، كه در اين جهان وحدت حاكم است و هماهنگى كامل وجود دارد . به قول امام صادق ( ع ) «
اتِّصالُ التَّدْبيرِ و تَمامُ الصُّنْع
» يعنى صنعتى كه در عالم هستى به كار رفته ، تمام است ، برهان نظم است و بلكه نظم اتم است . اين هماهنگى خود دليل بر وحدت است و راستى همچنين است . اگر شما در يك نظام ، وحدتى پيدا كرديد ، علاوه بر اين كه مىگوييد نظم ، نظمدهنده دارد ، مىگوييد خود مُنظِم هم يكى است . بهتر است بدين ترتيب بگوئيم كه تنها اختصاص به توحيد ندهيم . بگوئيم علاوه بر اينكه اين گونه براهين دلالت بر اصل وجود خدا مىكند ، دلالت بر توحيد هم هست . چنانچه امام صادق ( ع ) هم مىگويد برهان نظم بر توحيد دلالت مىكند و بعد هم امام تمسك به آن آيه شريفه مىكند : « لو كان فيهما الهه الا الله لفسدتا » اگر در اين عالم دو خدا باشد ، عالم اين چنانى نابود خواهد شد . « 2 »
هامش
( 1 ) - سوره تكوير آيه 1 و 2 ، ترجمه : ( اى رسول ما يادآر ) هنگامى كه خورشيد تاريك شود و ستارگان تيره كردند ( و فرو ريزند )
( 2 ) - براى آيه شريفه : لوكان فيها الهه الا الله لفسدتا » تقريرهاى مختلفهاى نمودهاند ، كه بعضى از آنها بر برهان صد يقين دلالت دارد ، بعضىها بر برهان وحدت دلالت دارد و بعضى تقريرها هم دلالت بر همين جملهاى دارد كه از حضرت صادق ( ع ) نقل شد .