وجودش براى هستى جهان مفيد است . در همين بدن انسان چيزهايى است كه اگر نباشد ، ضرر به وجود او نمىزند ، انسان قادر است بدون آنها ادامه حيات دهد ، اما بودنش براى انسان مفيد است . به اين نظم اتم گويند و به قول ملاصدرا ما فوق اتم اجازه بدهيد مثال ديگرى بزنم .
استاد بزرگوار ما علامه طباطبايى رحمتالله عليه گاهى وقتها در فلسفه خود براى نظام اتم مثال مىزدند و مىگفتند : اگر يك ظرف آب داشته باشيم كه درونش تا نيمه آب باشد به اين ناقص گويند و اگر پر باشد به آن تمام گويند و چنانچه لبريز باشد ، يعنى به اندازهاى كه از درون آن دارد مىريزد به آن ما فوق تمام مىگويند .
نظم اتم و نظم ما فوق اتم هم شبيه همين است به نظر صدرالمتألهين و شيخالرئيس در عالم هستى چيزهايى وجود دارد كه نظم اتم و نظم ما فوق اتم است . مثلًا شيخالرئيس در شفا مثالى براى نبوت مىزند و مىگويد : پروردگار عالم در جسم انسان چيزهايى را خلق كرده است كه انسان بدانها خيلى نياز ندارد و بدون آنها مىتواند ادامه حيات دهد . مثل گودى كف پا ، يا گودى كف دست ، مژهها و ابرو . اگر انسان گودى كف پا نداشته باشد ، راه رفتن براى او سخت است . و اگر گودى كف دست نداشته باشد ، كار كردن با دست براى او مشكل است . اگر مژه نداشته باشد ادامه حيات برايش امكان دارد ، اما چشمش خيلى اذيت مىشود . اگر ابرو نداشته باشد علاوه بر اينكه خيلى بد تركيب است ، چشمش هم سايبان ندارد و از ريش عرق پيشانى به چشم جلوگيرى نمىشود و . . .
شيخالرئيس مىگويد : اين چيزها را خداوند در بدن انسان وديعه گذاشته و چطور مىشود كه خدا گودى كف دست و پا و مژه و ابرو را به انسان عنايت كند اما نبوت را كه موجب استكمال انسان است از او دريغ دارد ؟
سپس با همين برهان جلو مىآيد و مىگويد : نبوت لطف است و اين لطف بر خدا حتماً واجب است ، يعنى اين لطف حتماً از خدا صادر مىشود .
آنگاه شيخالرئيس ضمن اثبات نبوت و امامت ، به برهان نظم اتم هم اشاره مىكند « 1 » .
هامش
( 1 ) - شبيه همين بيان را در اشارات ( ج 3 ، صفحه 371 - 373 ) و در شفاء ( مبحث الهيات ، فصل 2 ، ص 442 ) عنوان نموده است .