تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
مُتَنَسِّكٌ « 1 » كمر على ( ع ) را دو دسته شكستند : يكى خوارج نهروان كه تقوى داشتند بدون علم و يكى آنها معاويه و عمروعاص كه عالم بودند اما تقوى نداشتند . تقوى خيلى خوب است اما منهاى علم كاربرد ندارند و اسلام مىخواهد كه همه مسلمانها هر فردشان به منزله امتى باشند و در برابر مشكلات ، قوى و سنجيده عمل كنند ، لذا مىفرمايد از مسلمان دو چيز مىخواهيم : علم و تقوى ، يعنى تهذيب نفس . بله همين علمى كه اين قدر اسلام به آن ارج مىنهد ، اگر منهاى تقوى و صفات حسنه شد ، يعنى عالم غيرمهذب و عالم بىعمل بود ، پشيزى ارزش ندارد در همين قرآن كه علم را اين قدر بالا برده ، عالم بىعمل را چنان به زمين خورده مىداند كه مثل آن در هيچ جاى قرآن پيدا نمىشود . قرآن عالم بىعمل را تشبيه مىكند به الاغ و در هيچ جاى قرآن نداريم كه چنين داغ درباره چيزى يا كسى صحبت كند . « مَثَلُ الَّذيِنَ حُمِّلُوا التَّوْريةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الحِمارِ يَحْمِلُ اسفاراً بِئسَ
هامش
( 1 ) - اين روايت شريفه به چند صورت آمده ولى در معنا با هم يكى هستند فقط الفاظ فرق مىكند : الف ) عَنْ اميرالمُومنين ( ع ) قال : قَطَعَ ظَهرى رَجُلانِ مِنَ الدُّنيا رَجُلٌ عليمُ اللّسانِ فاسِقٌ وَ رَجُلٌ جاهِلُ القَلْبِ ناسِك حضرت اميرالمؤمنين صلوات‌الله عليه فرمودند : دو مرد كمر مرا قطع كردهاند مرد زبان دان فاسق ( اهل گناه ) و مرد جاهل و نادانى كه متعبد باشد ( چون جاهلانه عمل مىكند خطرناك است ( بحارالانوار ، ج 2 ، ص 106 ، حديث 3 ) . ب ) قالَ اميرالمُومنينَ قَصَمَ ظَهرى عالمٌ مُتَهَتِكُ و جاهِلٌ مُتَنَسِّك فَالجاهِلُ يغُشُّ النّاسَ بِتَنَسُكِهِ وَ العاليمُ يغُرُّهُمْ بِتَهُتكِهِ حضرت امير ( ع ) فرمودند عالم لاابالى كمر مرا شكسته ( هتك به معنى اين است كه ابا ندارد از اين كه سر او بر ملا شود و حتى ممكن است بطور علنى مرتكب محرمات شود ) و جاهلى كه خود را انجام دهنده دستورات الهى مىنماياند . جاهل ، مردم را به اعمالش گول مىزند و عالم ، به گناه كردنش مردم را به گناه مىكشاند ( متنسك ، يعنى متعبد و كوشا در عبادت شايد از آنجهت كه بدعتهايى را در دين وارد مىكند و يا ) ( بحارالانوار ، ج 2 ، ص 111 ، روايت 25 ) شبيه اين روايت از امام صادق ( ع ) هم با اندك اختلاف رسيده ، كه فرموده‌اند : قَطَعَ ظَهرى اثْنان عالم مُتَهَتِّكٌ و جاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ ( روايت 8 ، بحارالانوار ، ج 1 ، ص 208 ) . بنابراين لازم است كه هم انسان عالم باشد و هم متعبد اگر اين دو بال با هم نباشند پرواز به سوى قرب الهى ميسر نيست بلكه دارابودن يكى بدون ديگرى انحراف و يك جانبه حركت كردن را به دنبال دارد كه موردنظر ائمه معصومين صلوات‌الله عليهم اجمعين نبوده و نيست .
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 142 | الشيخ حسين المظاهري