شود باز دندان تيز كرده از طريق ديگر سمپاشى مىكند . « انْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ او تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ »
خلاصه بحث
خلاصه چنين شد كه در اسلام امتيازى نداريم ، همه امتيازات ملغى است و آن امتيازى هم كه اسلام قائل است در مورد علم است و علم را خيلى بالا برده ، اما به يك شرط : با تقوى باشد و الا از الاغ پستتر است و مهذب باشد و گرنه از سگ بدتر است . پس علم هم از نظر اسلام امتياز نيست . هر چند كه تقواى فقط ، علم فقط ، تهذيب فقط ، هر كدام به خودى خود خوب است ، اما نمىتوان آن را امتياز به حساب آورد . امتياز مال كسى است كه تاج خليفةاللهى روى سرشآمده ، يعنى عالم مهذب با عمل .
« وَ جاءَ مِنْ اقصَي المَدينَةَ رَجُلٌ يَسْعي » از آن سوى انطاكيه مردى دواندوان آمد كه ببيند آيا مىتواند كارى انجام دهد ؟ « قالَ يا قَوْمَ اتَّبعوا المرسلين » اينها پيامبرند ، نمىگويد « اَّتبِعوا الِرَّجال « 1 » » مىگويد « اتبعوا المرسلين » قضيه را مفروغ عنه گرفته مىگويد : آخر مگر اينها در بين شما كور مادرزاد را شفا ندادند ؟ مرده زنده نكردند ؟ پيسى را شفا ندادند ؟ خوب پس مرسلند « و اتبعوا المرسلين » از پيامبران متابعت كنيد .
« اتَّبِعُوا مَنْ لا يُسْئَلُكُمْ اجْراً وَ هُمْ مُهتَدوُنَ » « مهتدون » در اينجا به معناى هدايت شده است ، يعنى آمدهاندو با معجزه همآمدهاند ، پول و مقام و حكومت بر شما را هم كه نمىخواهند ، پس چرا از اينها متابعت نمىكنيد ؟
در قسمت قبل متذكر شديم كه قرآن مىفرمايد روش بحث كردن با ديگران گاهى از راه استدلال است ، گاهى از راه مجادله است ، اما مجادله احسن ، « جادلهم بالتي هي احسن » حرف طرف را گرفتن و به او برگرداندن يعنى با طرف مماشات كردن «
ادعُ الي سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكْمَهِ وَ المَوعِظَةِ الحَسَنَةِ
« 2 » »
اين مرد حبيب نجار كه مىگويند يك آدم موحدى بوده است ، با موعظه جلو آمده است ، چون موعظه تأثيرش بر عموم مردم خيلى بيشتر است . امتياز شيعه از ساير فرق مسلمان هم اين است . امتياز ايران از ساير ممالك به همين است كه اينها حسين
هامش
( 1 ) - تبعيت از مردان كنيد .
( 2 ) - سوره نحل ، آيه 125 .