دارند ، عزاى حسين دارند ، منبر دارند و اين منبر همان موعظه حسنه است ، كه خيلى كاربرد دارد . امام حسين ( ع ) هم در روز قيامت شفاعت مىكند ، بيشتر از همه شفاعت مىكند و معناى شفاعت هم رهبرى است . هر كس در اين دنيا رهبريتش بيشتر ، در آنجا شفاعتش بيشتر و حسين ( ع ) از همه رهبريتش بيشتر است ، زيرا موعظه او را زنده نگهداشت و موعظه براى عموم مرد تأثيرش از حكمت هم بيشتر است . عموم مردم مغز استدلالى ندارند و از مجادله هم بهرهاى نمىبرند . اين مرد از راه موعظه جلو آمده است .
« وَ مالِيَ لا اعبد الذي فطرني و اليه ترجعون » چرا من عبادت نكنم آنكه مرا خلق كرده و بازگشت همه به سوى اوست كه همان داعيه انبياء است يعنى مبدأ و معاد .
« ءَاتَّخِذُ مِنْ دونه الهة ان يردن الرحمن بضرّ لا تغن عني شفاعتهم شيئا و لا ينقذون » چرا من بت را عبادت كنم ؟ بتى كه اگر ضررى متوجه من شد نمىتواند جلوى آن را بگيرد . اگر گرفتارى براى من پيش آمد نمىتواند يارىام كند ، چيزى كه نتواند مرا يارى كند يا به قول حضرت ابراهيم چيزى كه نتواند حتى از خودش دفاع كند براى چه من بر او سجده كنم .
مىگويند پس از اينكه پسران « عبدالله بن جهد » مسلمان شدند مىخواستند پدرشان هم اسلام را بپذيرد اما او قبول نمىكرد . گاهى بتش را بر مىداشتند و در منجلاب مىانداختند . مىآمد بت را مىشست ، به آن گلاب مىزد و در مقابلش سجده مىكرد . چند مرتبه كه اين كار تكرار شد ، با خودش فكر كرد ، كسى كه نمىتواند خودش را از منجلاب نجات دهد ، چگونه مىخواهد بلاها را از من دور كند يا در گرفتاريهاى مرا يارى نمايد و چرا من بر اين جنس بىخاصيت سجده كنم ، به اين اميد واهى كه روزى از من شفاعت كند و از بلاها نجاتم دهد ؟ !
حبيب نجار هم همينطور استدلال مىكرد و مىگفت ، فكر كنيد و بر آن كسى كه خالق شماست سجده كنيد ، حق عبوديت براى اوست ، بر آن كسى كه بازگشت همه ما به سوى اوست سجده كنيد ، حق عبوديت براى اوست . چيزى كه نه مىتواند براى تو نفع و ضررى داشته باشد و نه مىتواند هيچ مشكلى را از برايت حل كند ، حق عبوديت ندارد .
استاد بزرگوار ما علامه طباطبايى رحمةالله عليه مدعى بودند كه در قرآن يك
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٤٥