جلسه يازدهم
بسم الله الرحمن الرحيم
رَبِّ اشّرَحْ لي صَدْري وَ يَسِرْلي امْري وَ احْلُلْ عُقْدةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي
خلاصه بحث گذشته
در قسمت گذشته راجع به ترجمه آيات مربوط به شهر انطاكيه بحث شد و تا اينجا رسيديم كه سه پيامبر تبليغى از طرف حضرت عيسى ( ع ) به شهر انطاكيه آمده بودند و پس از گفتگوها و تبليغات توأم با معجزه نتوانستند كارى انجام دهند و سرانجام اين رسولان متذكر مىشوند كه اگر ما نمىتوانيم كارى كنيم تقصير ما نيست ، تقصير خود شماست ، شما افرادى هستيد كه در ماديت غرق شدهايد شما افراد متجاوزى هستيد و آن خوى سركشى و ماديگرى نمىگذارد شما حرف حق را بشنويد . يعنى فرورفتن در ماديات ، حكومت كردن خوى تجاوزطلبى و لجاجت بر انسان ، او را كور و كر و گنگ مىكند و ديگر نمىگذارد كلمهء حق را بشنود . لذا براى اينكه حق را زير پا بگذارد به هر دستاويزى چنگ مىزند و اگر ببيند هيچ برچسبى نمىتواند بزند ، مثلًا مىگويد قدمش شوم است مردم انطاكيه هم در مقابل حرف حق و دعوت به حق اين چنين جبههگيرى كردند كه ما شما را به فال بد گرفتهايم :
فرستادگان حق به آنها پاسخ دادند كه : « قالوا طائركم معكم ائن ذكرتم بل انتم قوم مسرفون » چقدر نادانيد ! چقدر كج مىفهميد « طائركم معكم » يعنى « بدبينى و به فال بد گرفتن » مال خود شماست . « ائن ذكرتم » اگر متذكر به اين حرف شويد مىفهميد كه ما را نبايد به فال بد گرفت و باعث همه گرفتاريها خود شما هستيد . همه حرفها در اين است « بَلْ انْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ » شما يك قوم متجاوز هستيد ، مسرف از لحاظ صفات هستيد ، طغيانگرى بر شما حاكم است . تجاوز ، خودپسندى و خودنگرى ، بر شما