نمىتوانستند در مقابل پيامبراكرم ( ص ) قد علم كنند مىنشستند و مىگفتند چه شايعهاى درست كنيم و پخش كنيم تا مردم بپسندند و بتوانيم شخصيت او را بكوبيم . اينجا هم شايعه است ، يعنى وقتى كه ديدند نمىتوانند در برابر معجزه قد علم كنند گفتند شما هم بشرى مثل ما هستيد ، از طرف خدا نيامدهايد و آدمهاى دروغگويى بيش نيستند .
عطوفت انبياء و اولياء
بعد مىفرمايد : « قالُوا رَبُّنا يعلم انّا الَيْكُمْ لَمُرسلُونَ » كه اين نوعى التماس است . معمولًا بزرگان و مخصوصاً انبياء و بخصوص پيامبر ما و ائمهء اطهار عليهمالسلام در برابر حق خيلى التماس مىكردند . اينها در برابر هيچكس و هيچچيز سر فرود نمىآوردند ، اما براى اينكه بتوانند يك مسلمان بسازند و او را در مقابل حق متواضع كنند ، تا آنجا كه ممكن بود به التماس مىافتادند .
بسيار مناسب است كه دربارهء اين موضوع بيشتر توضيح بدهيم ، اما از آنجا كه مىخواهيم بحث تفسيرى ما زودتر به نتيجه برسد ، لذا با مختصر اشاره به بعضى از اين موارد از آن مىگذريم .
پيامبرها ، مخصوصاً پيامبراكرم ( ص ) و ائمهء اطهار ( عليهمالسلام ) در مقابل كفار حتى در مقابل لجوجها ، و كسانى كه به آنها سنگ مىزدند ، التماس مىكردند . نه براى اينكه آنها را نزنند . بلكه براى بازگرداندنشان به راه سعادت .
امام حسين ( ع ) در روز عاشورا دو سه بار گريه كرد . اگر كتابهاى مقتل را مطالعه كنيد . مىبينيد كه امام حسين ( ع ) هر چه به هدف نزديكتر مىشد خوشحالتر و برافروختهتر مىگرديد . در مقاتل مىخوانيم همان وقتى كه در قتلگاه روى زمين افتاده بود ، مثل دامادى كه به حجله رفته باشد ، برافروخته بود و به شوق نزديكتر شدن به هدف ، از سراسر وجودش نور ساطع بود « 1 » . اما همين امام حسين ( ع ) وقتى به بنبست مىرسيد اين معنى به قول ما وقتى است كه تير كسى به هدف نمىخورد ، يعنى
هامش
( 1 ) - قال علىبنالحسين ( ع ) ، لما اشته الامر بالحسينبن علىبن ابيطالب ( ع ) و كان الحسين ( ع ) و بعض من معه من خصائصه تشرق الوانهم و تهدا جوارحهم ، و تسكن نفوسهم ( معانىالاخبار ، صدوق ره ، ص 288 ) .