اطرافيان پيامبر داراى اين صفتند كه در مقابل كفر همه يكدست و با شدت عمل مىكنند ، اما در بين خودشان و در برابر يكديگر خيلى متواضعند . براى اثبات و حاكميت حق حتى التماس هم مىكنند . « وَ ما عَلَينا الّا البَلاغُ المُبينِ » اينها جواب مىدادند كه به خداما پيامبريم و بلاغ مبين هم داريم « بَلاغ » در اينجا همان معجزه است . يعنى ما كه معجزه آشكار داريم تبليغ ما صرف ادعا نبوده و نيست « قالوا انا تطيرنا بكم » مسخره مىكردند و مىگفتند اصلًا شما افراد شومى هستيد ما شما را به فال بد گرفتهايم . از موقعى كه شما در شهر ما آمدهايد ، شهر ما طور ديگرى شده است .
چرا اينها التماس مىكنند و آنها مسخره مىكنند ؟ چرايش ضمن بحثها معلوم شد كه كسى اگر سلامت نفس داشته باشد ، التماس مىكند تا شايد بتواند اين معاند و لجوج را از اين غلها و زنجيرها نجات دهد دلش براى او مىسوزد ، اما كسى كه سلامت نفس ندارد مسخره مىكند ، مىگويد عجب ارتجاعى هستى . چه مىگويى آقاى ارتجاعى ؟ برو دنبال كارت . اصلًا تو آدم شومى هستى . تو آدم نفهمى هستى ، اصلًا اجتماعى نيستى .
هر دوى اين حرفها از يك جا سرچشمه مىگيرد از دل ، از دل پاك و از دل ناپاك .
دل پاك مىگويد « يا ليت قومي يعلمون بما غفرلي ربي وجعلني من المكرمين »
اما دلهاى ناپاك مىگويند : « انا تطيرنا بكم لئن لم تنتهوا لنرجنكم وليمسنكم منا عذاب اليم » و صفت رذيله بر او حاكم است ، همان كسى كه سلامت نفس دارد .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص١٣٧