تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
كارش را انجام مىدهد اما نتيجه‌اى را كه مىخواهد نمىگيرد گريه مىكرد . قبلًا هم اشاره كردم وقتى سنگ به پيشانيش زدند گريه كرد ، براى علىاكبر گريه كرد و مخصوصاً براى علىاصغر . زيرا خوب مىشد از راه گوش و چشم مردم را مسخر كرد و مسخر هم كرد ، بطورى كه انقلابى در لشگر به راه انداخت اما نگذاشتند كه نتيجه بگيرد . اين گريه كردن همان التماس است . حالا برگرديم به اصل موضوع آنها گفتند شما آدمهاى دروغگويى هستيد و اينها جواب دادند نه به خدا ما پيامبريم . اين قسم به « خدا » در حالى بود كه مىدانستند آنها نه خدا را قبول دارند و نه معجزه را . اين گونه قسم خوردن در زبان خود ما نيز زياد استعمال مىشود و نوعى التماس است . وقتى كه شما در مقابل بچه‌تان قرار مىگيريد كه بسيار لجوج است و هر چه به او مىگوئيد نمىپذيرد ، در آخر به او مىگوئيد ، تو را به جان بابا ، تو را به خدا اين كار را انجام نده ، او كه خدا نمىشناسد ، اما توبه او مىگويى تو را به خدا بيا و اين كار را بكن ، اين معنا كنايه است . در اينجا همينطور ، يعنى من به تو التماس مىكنم كه فكر كن : من كه برهان دارم ، دليل دارم معجزهء مرا هم كه ديدى ، مرده را زنده كردم ، كور مادرزاد را بينا نمودم ، آدم برصى را كه الآن هم در ميانتان هست شفا دادم و مىبينيد و ديديد . پس بيائيد دست از لجاجت برداريد . « قالُوا رَبُّنا يعلَمُ انّا الَيكُمْ لَمُرْسَلُونَ » اين جمله به منزله التماس است . در ضمن مىخواهد به ما ، مخصوصاً به شما جوانهاى عزيز بفهماند ، كه تا مىتوانيد خود را به حق پيوند دهيد و وقتى كه مىخواهد لجاجت ، عصبيت ، تكبر و خودخواهىتان گل كند ، به خودتان التماس كنيد . تا مىتوانيد رفيقتان را به راه بياوريد . اگر نمىآيد با التماس او را بياوريد . چنانچه روش پيامبران همچنين بوده است كه با التماس پيش مىآمدند ، التماس براى اثبات حق به انسان شخصيت مىدهد ، التماس در برابر غيرخدا شرك است و غلط ، تواضع در مقابل كفر نيز شرك است ، اما تواضع در مقابل مؤمن و حق و خدا ، ايمان است . در آخر سورهء فتح مىخوانيم :
« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَ الّذينَ مَعَهُ اشِّداءُ عَلَي الكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
« 1 » »
هامش
( 1 ) - سوره فتح ، آيه 29 « محمد ( ص ) فرستاده خداست و ياران و همراهانش بر كافران ، بسيار دل سخت و با يكديگر بسيا مشفق و مهربانند »