تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
وقتى يك انسان خودمحور و خودپسند شد ، خواه ناخواه دانسته و فهميده حق را زير پا مىگذارد ، همين لجاجتش او را به جهنم مىبرد ، لذا قرآن بعد از يازده قسم مىفرمايد « قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها » آن وقت براى روشن شدن علت و براى اينكه اين مطلب قابل دقت عرفانى را جا بيندازد به سير تاريخ مىپردازد ، براى اين جمله يك شاهد تاريخى مىآورد و اين يك « سوره » مىشود ، سوره‌اى كه اگر ما از يك سال تا ده سال در آن فكر كنيم به همين نسبت بيشتر از آن استفاده مىبريم و آن داستان قوم ثمود است .

داستان قوم ثمود

قوم ثمود پيامبرى به نام حضرت صالح ( ع ) داشتند . حضرت صالح يك نبى تبليغى بوده ، يعنى تبليغ دين پيامبر ديگرى مىكرده است . اين پيامبر خدا خيلى صدمه كشيد و خون جگر خورد . هر چه مىگفت مسخره‌اش مىكردند و هر چه كرد نتوانست اينها را به راه راست هدايت كن . بنابر آنچه قرآن نقل مىكند ، سرانجام به وى گفتند : آقاى صالح ، اگر تو يك شتر و بچه‌اش را از اين كوه بيرون بياورى ما به تو ايمان خواهيم آورد . در اينجا لازم مىدانم به مناسبت از جوانان عزيز تقاضايى بكنم . عزيزان من مواظب باشيد از « حلم خدا » گول نخوريد . به قول يكى از مراجع تقليد « خدا حليم و بردبار است ، اما بسيار سختگير » حلم خدا خيلى است و خيلى با انسان كنار مىآيد ، اما موقع حساب كشيدن خيلى سختگير است . همانطور كه حلم خداوند زياد است ، غضبش هم عظيم است . لذا هميشه بايد هر دو را در نظر داشته باشيم . مبادا از حلم خدا سوءاستفاده كنيم و از غضبش غافل بمانيم .
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ و يَحْيي مَن حَيَّ عَنْ بَيَّنَةٍ وَ انَّ الله لَسَميعٌ عَليمٌ
« 1 » » به حضرت صالح خطاب شد كه پيشنهادشان را بپذير و معجزه را برايشان آشكار
هامش
( 1 ) - سورهء انفال ، آيه 42 .