مقدارى در تاريخ سير كن . احوال گذشتگان را بررسى نما ، ببين كار مجرم و كاذب به كجا مىكشد . اين محتوا در الفاظ مختلفهاى در قرآن ريخته شده و ما را امر به سير در تاريخ مىكند . مىبينيد كه خود قرآن شريف هم توجه به اعمال پيشينيان فرموده و نظرها را به عواقب اعمال ناشايست بزهكاران جلب مىكند و اين خود راهى بسيار مفيد براى انسانسازى است .
لازم است به اين نكته هم توجه شود كه قرآنكريم تنها به نقل تاريخ اكتفا ننموده و با كمى دقت مىتوان ملاحظه نمود كه در كنار آن بحثى اخلاقى و سازنده و يا اعتقادى و بيداركننده و . . . مطرح فرموده است . مثلًا چنانچه قبلًا عرض شد سورهء « والشمس » كه از سورهء منحصر به فرد قرآن است بعد از ده قسم و پانزده تأكيد مىفرمايد : قَدْ افْلَحَ مَنْ زَكيها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّيها تنها آنكه خودسازى كرد رستگار شد و بدبخت كسى كه رذائل اخلاقى بر او حاكم باشد .
آدم لجوج ، خودمحور ، خود فكر و خودپسند نمىتواند سعادتمند شود . زيرا فكرش خودپسندى است . اگر موعظه هم بكند براى خودنمايى است و ضمن آنكه يك ساعت از خودش تعريف مىكند ، كارى را هم كه انجام مىدهد براى نماياندن خودش است . اين آدم خودپسند نمىتواند خلوص داشته باشد . لذا در روايات هم مىخوانيم انسانى كه خلوص ندارد ، اگر به جبهه هم برود و كشته شود ، بهشتى نيست « 1 » .
در روايات مىخوانيم كه روز قيامت كسى را در صف محشر مىآورند و از او مىپرسند چه كاره بودى ؟ مىگويد مبارز و مجاهد بودم ، به جبهه رفتم ، مقاتله كردم ، كشتم ، تا در راه خدا كشته شدم . به او خطاب مىشود كه بله ، به جبهه رفتى ، مقاتله كردى ، كشتى و كشته هم شدى ، اما اينكه گفتى براى خدا كشته شدم و اين چنين به ديگران نماياندى چنين نيست ، و او در اينجا درمانده مىشود ، آنجا « يَوْمَ تُبْلَي السَّرائر « 2 » » است ، گير مىكند . در اين موقع خطاب مىشود كه او را به جهنم بياندازيد .
هامش
( 1 ) - عَنِ النَّبِى ( ص ) : كَمْ مِمَّنْ اصابَهُ السِّلاحُ لَيسَ بِشَهيدٍ وَ لا حَميدٍ ، وَ كُمْ مِمَّنْ قَدْماتَ عَلى فِراشهِ حَتْفَ انْفِهِ عَندَالله صِدَيقٌ شَهيدٌ چه بسا كسى كه با اسلحه كشته مىشود و شهيد و پسنديده ( نزد خدا ) نيست و چه بسا كسى كه در رختخواب بميرد ولى نزد خداوند صديق شهيد باشد ( كنزالعمال خ 11200 ) .
( 2 ) - روز آشكار شدن اسرار