تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف اسلام در سوره يس (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
تَحْكُمُون
« 1 » » يعنى عقلت را به كار بينداز ، آيا آن كسى كه علم « ما كانَ و ما يَكُونَ و ما هُوَ كائنٌ » دارد امام مبين است يا آن كسى كه اگر بخواهد هدايت شود يكى هادى لازم دارد . كدام امام است ؟ به قول اهل تسنن : خليفه دوم خود هفتاد بار گفته لَولا عَلِيُّ لَهَلَكُ عُمَر « 2 » اگرعلى نبود عمر هلاك شده بود آيا باز هم امام مسلمين روشن نيست ؟ خوب برادر عقلت را به كار بينداز و خودت امام را بشناس . پيامبراكرم اثبات نبوت و امامت را بدين طريق مىكنند كه يك جالوت و يك طالوت بودند ( مثل صدام و اسلام ) اينها با هم رودررو شدند ولى بعضى نابخردان تحت فرماندهى طالوت حاضر به جنگ نشدند . پيامبراكرم ( ص ) يك فرمانده جوان اما كاردان و لايق به فرماندهى لشگر منصوب كرد ، پيرمردها اعتراض كردند كه چرا بايد از ميان اين همه افراد يك جوان فرمانده لشگرباشد ؟ « 3 » سرلشگر بايد يك پولدار ، يك اشرافى يا يك پيرمرد جاافتاده باشد ، نه
هامش
( 1 ) - سوره يونس ، آيه 35 . ترجمه : بگو آيا هيچ يك از شركاء شما مشركان ، كسى را به راه حق هدايت تواند كرد . بگو تنها خداست كه به راه حق ( و طريق سعادت ) هدايت مىكند . آيا آنكه خلق را به راه حق رهبرى مىكند سزاوار به پيروى است يا آنكه نمىكند ؟ مگر آنكه خود به هدايت خدا هدايت شود . شما را چه شده و چگونه قضاوت مىكنيد ؟ ( 2 ) - در كتاب شبهاى پيشاور مرحوم سلطان الواعظين ( از صفحه 412 تا 408 ) به مدارك اين گفتار اختصاص داده شده كه سى نفر از دانشمندان اهل سنت در كتب خود نقل كرده‌اند و چند نمونه از گفتار عمر را آورده‌اند : از جمله : گنجى شافعى در باب 57 - كفايةالطالب فى مناقب علىبن‌ابيطالب گويد : اين مطلب كه « لَوْلا عَلِى لَهَلَكَ عمر » اگر علىبن‌ابيطالب ( ع ) نبود عمر هلاك مىشد نزد اهل خبر ثابت است و جمع كثيرى از اهل تاريخ و سير آن را نقل نموده‌اند . ( 3 ) - حضرت نبىاكرم ( ص ) امر فرمودند : فرماندهى اسامه را پذيرا باشيد ( انفذوا جيش اسامه مكرر تصريح به تثبيت فرماندهىاش فرمودند ) ولى بعضى بىايمانهاى متكبر كه حتى به فرامين رسول خدا هم بها نمىدادند ( و در شدت نفاق بودند تا مردند ) تبعيت نكردند و به بهانه‌هاى واهى به مدينه برگشتند حتى از حركت سپاه هم جلوگيرى كردند . اينجا بود كه پيامبر ( ص ) آنان را مورد لعن قرار داند و فرموند : لَعَنَ الله مَنْ تَخَلَّفَ عَنْ جِيشِ الاسامَة خداوند لعنت كند هر كه را از سپاه اسامه ( باز ماند و ) تخلف كند . ( از جمله منابع اهل‌سنت كه اين روايت را نقل كرده‌آند طبقات ابن‌سعد طبع ليدن ج 2 القسم الثانى ص 136 و ج 4 القسم‌الاول ص 46 و تهذيب ابن‌عسا كرج 2 ص 391 . و كنزالعمال ج 5 ، ص 312 ) .